دريغا جواني و آن روزگار
که از رنج پيري تن آگه نبود دريغا جواني و آن روزگار اميد من از عمر کوته نبود نشاط من از عيش کمتر نشد در اين مه که هرگز در آن مه نبود ز...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
کدام رنج که آن مر مرا نگشت نصيب
کدام غم که بدان مر مرا نبود نويد کدام رنج که آن مر مرا نگشت نصيب به گيتي اندر بي‌شک بماندمي جاويد اگر غم دل من جمله عمر مي بودي همي بلرزم...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
پنجاه و هفت رفت ز تاريخ عمر من
شد سودمند مدت و نا سودمند ماند پنجاه و هفت رفت ز تاريخ عمر من دانم که چند رفت و ندانم که چند ماند وامروز بر يقين و گمانم ز عمر خويش از...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
بر تو سيدحسن دلم گريد
که چو تو هيچ غمگسار نداشت بر تو سيدحسن دلم گريد که تنم هيچ چون تو يار نداشت تن من زار بر تو مي‌نالد که چو تو شاه در کنار نداشت زان ترا...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
آگاه نيست آدمي از گشت روزگار
شادان همي نشيند و غافل همي رود آگاه نيست آدمي از گشت روزگار تن بنده‌ي دل آمد و با دل همي رود دل بسته‌ي هواست گزيند ره هوا حقي که رفت گويد...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
ناگه خروس روزي در باغ جست
در زير شاخ گل شد و ساکن نشست ناگه خروس روزي در باغ جست اندر دو ساق پايش دو خار جست آن برگ گل که دارد بر سر بکند و آن از پي سلاحي برپاي...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
گرمابه سه داشتم به لوهور
وين نزد همه کسي عيان است گرمابه سه داشتم به لوهور ماننده‌ي موي کافران است امروز سه سال شد که مويم گويي نمدتر گران است بر تارک و گوش و...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
جداگانه سوزم ز هر اختري
مگر هست هر اختري، اخگري جداگانه سوزم ز هر اختري ز چشم من آبي ز دل آذري يکي سنگ سختم که بگشاد چرخ سپهر است مانند بازيگري همه کار بازيچه...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
شاعران بينوا خوانند شعر با نوا
وز نواي شعرشان افزون نمي‌گردد نوا شاعران بينوا خوانند شعر با نوا عندليبم من که هر ساعت دگر سازم نوا طوطي‌اند و گفت نتوانند جز آموخته پادشاهم...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
باشد ترا ز دوست يکايک تهي کنار
با دشمن نهفته به دامن چگونه‌اي باشد ترا ز دوست يکايک تهي کنار با مار حلقه گشته ز آهن چگونه‌اي از زهر مار و تيزي آهن بود هلاک با دشمنان...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
اي ابر گه بگريي و گه خندي
کس داندت چگونه‌اي و چندي؟ اي ابر گه بگريي و گه خندي باران شوي چه نادره آوندي گه قطره‌يي ز تو بچکد گاهي بگزيد خاک آن چه تو بفکندي بنداخت...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
اي سرد و گرم چرخ کشيده
شيرين و تلخ دهر چشيده اي سرد و گرم چرخ کشيده بر تو هزار باد وزيده اندر هزار باديه گشته بي‌مر لباس صبر دريده بي‌حد بناي آز کشفته
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
نالم ز دل چو ناي من اندر حصار ناي
پستي گرفت همت من زين بلندجاي نالم ز دل چو ناي من اندر حصار ناي جز ناله‌هاي زار چه آرد هواي ناي؟ آرد هواي ناي مرا ناله‌هاي زار پيوند عمر...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
بر عمر خويش گريم يا بر وفات تو؟
واکنون صفات خويش کنم ياصفات تو؟ بر عمر خويش گريم يا بر وفات تو؟ مردي و زنده ماند ز تو مکرمات تو رفتي و هست بر جا از تو ثناي خوب ناديده...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
اي ملک ملک چون نگار کرده
در عصر خزان‌ها بهار کرده اي ملک ملک چون نگار کرده در مرکز دولت قرار کرده شغل همه دولت قرار داده بر کلک تکاور سوار کرده از عدل بسي قاعده...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
چرا نگريد چشم و چرا ننالد تن؟
کزين برفت نشاط و از آن برفت وسن چرا نگريد چشم و چرا ننالد تن؟ چو يادم آيد از دوستان و اهل وطن چنان بگريم کم دشمنان ببخشايند ز بهر آن که...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
اي حيدر اي عزيز گرانمايه يار من
اي نيکخواه عمر من و غمگسار من اي حيدر اي عزيز گرانمايه يار من با خويشتن ببردي مانا قرار من رفتي تو وز غم تو نيابم همي قرار رنجورم و به...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
از کرده‌ي خويشتن پشيمانم
جز توبه ره دگر نمي‌دانم از کرده‌ي خويشتن پشيمانم در کام، زبان همي چه پيچانم کارم همه بخت بد بپيچاند بر خيره سخن همي چه گردانم اين چرخ...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
تا دولت است و بخت که دل‌ها از آن و اين
همواره تازه باشد و پيوسته شادمان تا دولت است و بخت که دل‌ها از آن و اين هر لحظه‌يي ز بخت نهالي دگر نشان هر ساعتي ز دولت شمعي دگر فروز تا...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
چون مشرف است همت بر رازم
نفسم غمي نگردد از آزم چون مشرف است همت بر رازم چون زر پخته در دهن گازم چون در به زير پاره‌ي الماسم تا کي بوم صبور که نه بازم بسته دو پاي...
پنجشنبه، 1 مرداد 1388