برگردیم؛ ما هم‌خانة مین بودیم
ما نباختیم‌؛ چون‌ پشیمان‌ نیستیم‌ و پشیمان‌ نیستیم‌؛ چون‌ نباختیم‌. ما بردیم‌؛ چون‌ دفاع‌ کردیم‌ و دفاع‌ کردیم‌؛ چون‌ مَردیم‌. ما جنگیدیم‌؛ چون‌...
سه‌شنبه، 4 مهر 1391
آخرین مین، آخرین دانة تسبیح
کتاب‌هایش را جمع کرد و توی کمد گذاشت. دست برد و یکی را برداشت و شناسنامه‌اش را میان آن جا داد. مهم نبود چه کتابی، فقط می‌خواست وقتی از جلوی چشم...
سه‌شنبه، 4 مهر 1391
الگویی که النگو نداشت
برای زن مسلمان ایرانی و هر زن آزاده‌ای در جهان ارائه کنیم. بی‌شک شهدا راه درازی را که هر سالک الی الله در سال‌های طولانی طی می‌کنند، یک شبه طی...
سه‌شنبه، 4 مهر 1391
«خون چکیده»
سرش را چسباند به شیشه. آسمان را نگاه کرد و نفس عمیقی کشید. چشمش افتاد به ماه؛ ماه نیمة شعبان که تمام‌رخ به زمین لبخند می‌زد. با صدای گریة نوزاد...
سه‌شنبه، 4 مهر 1391
ماند، کسی که چیزی از او نماند
سیزدهم دی‌ماه هر سال، یادآور شهادت سردار دیگری از خیل سرداران آسمانی دفاع مقدس است. یاد و نام شهید «علی‌رضا عاصمی» هیچ‌گاه از صفحة دل بروبچه‌های...
سه‌شنبه، 4 مهر 1391
فریاد یازهرایش(س) چشم‌ها را بارانی کرد!
بابا ظاهری ساده و ساکت داشت. با صورتی آفتاب‌سوخته که کلاه سادة سیاه‌رنگی، روشن‌ترش می‌کرد. هر روز می‌دیدی که افسار تلاش را می‌گیرد و آهسته راه...
سه‌شنبه، 4 مهر 1391
رهبر به خاطر او ماند
داشت می‌ترکید. حس می‌کرد نفسش به سختی بالا می‌آید. هرکار می‌کرد که اخم‌هایش را باز کند، نمی‌توانست. انگار آب جوش ریخته بودند روی سرش، بدنش می‌سوخت،
سه‌شنبه، 4 مهر 1391
رفاقت به سبک اسپارتاکوس
نوجوانی آرام و بی‌سروصدا وارد پایگاه و ناحیه شد. سه‌شنبه شب و شب جلسه‌ی قرآنی بود. او کمی دورتر ایستاد و نماز مغرب و عشا را خواند. جلسه شروع...
سه‌شنبه، 4 مهر 1391
حالا می فهمم زندگی یعنی چه؟
«او در پاسداری انقلاب خمینی(ره)کبیر سر از پا نمی شناخت و هر منطقه ای از کشور که نیاز به حضور مسلحانه داشت، ناصر در صف اول داوطلبان قرار داشت.او...
پنجشنبه، 30 شهريور 1391
روز وصل دوستداران یاد باد
عشق به اسلام و ارادت به سرور شهیدان مولا اباعبدالله الحسین (ع) باعث گردید تا تصمیم بگیرد در کسوت شریف و مقدس روحانیت درآمده و در سلک مبلغین دین...
پنجشنبه، 30 شهريور 1391
موتورسیکلت
تازه به گردان آمده بودم که متوجه موتورسیکلتی شدم که کسی از آن استفاده نمی کرد. وقتی علت را پرسیدم، گفتند که هر کس سوار این موتورسیکلت شود، شهید...
چهارشنبه، 25 مرداد 1391
پای آسیب دیده
پس از رسیدن به محل استراحت و راز و نیاز با معبود خود، به محل خواب رفته و صبح خیلی زود بیدار شدم. پس از نماز و ورزش صبحگاهی تمام افراد دسته ادغامی...
چهارشنبه، 25 مرداد 1391
نقش روی دیوار
گروه سوم نیز کودکان بودند که ازآنها خاطرات خوش وناخوشی در ذهنمان مانده است که هیچ وقت نمی توانیم فراموش کنیم. پسر بچه های کوچک را می دیدم که...
چهارشنبه، 25 مرداد 1391
سرباز نجیب
بیمارستان افشار دزفول، مثل دیگر بیمارستان های منطقه خاطرات زیادی برای گفتن دارد. ای کاش می شد در و دیوار این بیمارستان به حرف بیایند و
چهارشنبه، 25 مرداد 1391
خاطره ای از یک سرباز (سرباز شیدایی)
قبل ازشروع عملیات بدر ما در بیابان های خوزستان به سر می بردیم و خود را برای عملیات آماده می کردیم. معمولاً برای هر مأموریتی مشابه سازی انجام...
چهارشنبه، 25 مرداد 1391
پیکر پاک شهدای غریب
من محمد حافظی هستم در سال 1374 که به خدمت مقدس سربازی اعزام شده بود. از همان اوایل در کمیسیون نگهداری اسرای جنگ تحمیلی (کمیته بهداشت و درمان)...
چهارشنبه، 25 مرداد 1391
برجک
اوایل جنگ، ما در اطراف کرخه مستقر بودیم و به دلیل نداشتن سنگر پناهگاه خیلی آسیب پذیربودیم و به همین خاطر، یک بار عراقی ها به سنگر ما نفوذ کرده...
چهارشنبه، 25 مرداد 1391
بازماندگان کربلای شش
مدت ها بود که جسدش در بین خط خودی و نیروهای بعثی قرار داشت. می گفتند از عملیات کربلای 6 در آن جا مانده است. وقتی از پشت خاکریز به منطقه چشم می...
چهارشنبه، 25 مرداد 1391
مقاومت حماسه ای سربازان در باشگاه افسران
با توجه به موقعیت جغرافیایی شهر سنندج، به طور کلی تمام قسمت های شهر و جاده های ورودی به شهر، در دست گروهک های ضد انقلاب بود.
چهارشنبه، 25 مرداد 1391
نبرد در ساحل کرخه
درگیری در ساحل کرخه با از کار انداختن و کشتن سرنشینان یک نفربر عراقی که از آب گذشته بود آغاز شد. بعد، یک سرباز عراقی که با شنا ازآب عبور کرده...
چهارشنبه، 25 مرداد 1391