مسیر جاری :
نچیده گل ز طرب، خرج روزگار شدم
چو غنچهای که به فصل خزان گشاده شود
چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود
مرا به خندهٔ شادی دهان گشاده شود
مشو ز وحدت و کثرت دوبین، که یک نورست
که آفتاب شود روز و شب ستاره شود
به هیچ جا نرسد هر که همتش پست است
پر شکسته خس و خار آشیانه شود
دست بر دل نه که در بحر پر آشوب جهان
شاهد عجزست هر دستی که بالا میشود
موج سراب، سلسله جنبان تشنگی است
پروانه بیقرار ز مهتاب میشود
بوسه هر چند که در کیش محبت کفرست
کیست لبهای ترا بیندو طامع نشود؟
این لب بوسه فریبی که ترا داده خدا
ترسم آیینه به دیدن ز تو قانع نشود
یا سبو، یا خم می، یا قدح باده کنند
یک کف خاک درین میکده ضایع نشود
که رو نهاد به هستی، که از پشیمانی
نفس گسسته به معمورهٔ عدم نشود؟
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
رشته هاي دوستي را هر کجا پاره شد پيوند زنيد و هر جا سست شد، محکم کنيد....
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
ای پناه اهل محشر عید میلادت مبارک
بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت
شایسته است گر تو سر حرف وا کنی
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
بود صحبت احمق آزار جان
مبادا تو را تيره سازد، روان
مكن رنجه خود...
عشق وقتي به سروقت پيران مي رود آنها را جوان ميكند.
کاش می شد تا جواد ابن الرضا تاب آورد