مسیر جاری :
ز حسن عاقبت عشق چشم آن دارم
که صبح وصل شود دیدهٔ سفید مرا
فنای من به نسیم بهانهای بندست
به خاک با سر ناخن نوشتهاند مرا
نیست جز پاکی دامن گنهم چون مه مصر
کو عزیزی که برون آورد از بند مرا؟
فغان که همچو قلم نیست از نگونبختی
به غیر روسیهی حاصل از سجود مرا
چون گل، درین حدیقه که جای قرار نیست
برگ نشاط، برگ سفر میشود مرا
نیرنگ چرخ، چون گل رعنا درین چمن
خون دل از پیالهٔ زر میدهد مرا
مانند لاله، سوخته نانی است روزیم
آن هم فلک به خون جگر میدهد مرا
برنمیآیم به رنگی هر زمان چون نوبهار
سرو آزادم که دایم یک قبا باشد مرا
تا ننوشانم، نگردد در مذاقم خوشگوار
در قدح چون خضر اگر آب بقا باشد مرا
چون ز دنیا نعمت الوان هوس باشد مرا؟
خون دل چندان نمییابم که بس باشد مرا
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
مي دوني 721 يعني چه؟ يعني بين 7 آسمان و 2 دنيا،1 را دوست دارم ، اونم تويي.