مسیر جاری :
روزگاری است که با ریگ روان همسفرم
میروم راه و ز منزل خبری نیست مرا
گر چه چون سرو تماشاگه اهل نظرم
از جهان جز گره دل ثمری نیست مرا
آن نفس باخته غواص جگرسوختهام
که به جز آبلهٔ دل، گهری نیست مرا
ز فیض سرمهٔ حیرت درین تماشاگاه
یکی شده است چو آیینه خوب و زشت مرا
درین بساط، من آن آدم سیهکارم
که فکر دانه برآورد از بهشت مرا
سیاه در دو جهان باد، روی موی سفید!
که همچو صبح گرانسنگ ساخت خواب مرا
نیست ممکن راه شبنم را به رنگ و بو زدن
این کشش از عالم بالاست مجذوب مرا
درین ستمکده آن شمع تیره روزم من
که انتظار نسیم سحر گداخت مرا
مکش ز دست من آن ساعد نگارین مرا
که خون ز دست تو بسیار در دل است مرا
جنون دوری من بیش میشود از سنگ
درین ستمکده حال فلاخن است مرا
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
مي دوني 721 يعني چه؟ يعني بين 7 آسمان و 2 دنيا،1 را دوست دارم ، اونم تويي.