سال‌ها رفتی و ندانستی کان که راهت نمود گمراهی‌ست پروین اعتصامی

از پی کاروان آز مرو که در این ره به هر قدم چاهی‌ست پروین اعتصامی

ای که عمری‌ست راه پیمایی به سوی دیده هم ز دل راهی‌ست پروین اعتصامی

به مراد کسی زمانه نگشت گاه رفقی و گاه اکراهی‌ست پروین اعتصامی

تو عسس باش و دزد خود بشناس که جهان هر طرف کمینگاهی است پروین اعتصامی

بد و نیک من و تو می‌سنجند گر که کوهی و گر پر کاهی‌ست پروین اعتصامی

ندیده زحمت رفتار، ره نیاموزی خطا نکرده، صواب و خطا چه دانی چیست پروین اعتصامی

من چو گردم خسته، فرصت بگذرد چون گذشت، آن‌گه که بازش آورد؟ پروین اعتصامی

طمع دیو است با وی برنیایی چو خوردی، باز فردا ناشتایی پروین اعتصامی

ز عهد کودکی، آماده بزرگی شو حجاب ضعف چو از هم گسست عزم قوی‌ست پروین اعتصامی