منه گرت بصری هست، پای در آتش مزن گرت خردی هست، مشت بر سندان پروین اعتصامی

چگونه رام کنی توسن حوادث را تو خویش را نتوانی نگاه داشت عنان پروین اعتصامی

بهل که کام هوا را نیافت کس گوهر مرو که راه هوس را نیافت کس پایان پروین اعتصامی

ره و رسم گردون دل آزردن است شکفته شدن بهر پژمردن است پروین اعتصامی

دی شکفت از گلبن و امروز شد ای عجب امروزها دیروز شد پروین اعتصامی

هر گلی علت و عیبی دارد گل بی‌علت و بی‌عیب خداست پروین اعتصامی

چرخ با هر که نشاندت بنشین هر چه را خواجه روا دید رواست پروین اعتصامی

چو رنجور بینی دواییش ده چو بی‌توشه یابی‌ نواییش ده پروین اعتصامی

شادابی تو دولت یک‌ هفته بیش نیست بر عهد چرخ و وعده گیتی چه اعتبار پروین اعتصامی

به ما دادند کالای وجودی که برداریم از این سرمایه سودی پروین اعتصامی