بریده شد نفس آخرت؛ اَباالهادی

میان حجره ی در بسته دست و پا زدی و بریده شد نفس آخرت؛ اَباالهادی! مدام هلهله شد تا صدای تو نرسد صدای خسته ی بی جوهرت؛ اَباالهادی! شهادت امام...

رسیده جان به لب اطهرت؛ اَباالهادی

رسیده جان به لب اطهرت؛ اَباالهادی! نشسته پیک اجل در بَرَت؛ اَباالهادی! دوباره قصه ی زهر و دوباره نامردی کبود شد همه ی پیکرت؛ اَباالهادی! ...

هلهله بود دور و برش، انگاری می‌سوخت جگرش

هلهله بود دور و برش، انگاری می‌سوخت جگرش یه جوری دست و پا می‌زد، شکست همه بال و پرش ناله یا رضا می‌زد، شعله به دریاها می‌زد جوون ترین امام...

کبوترانه نگاهش به سمت بالا بود

کبوترانه نگاهش به سمت بالا بود سفر براى دل خسته اش مهیا بود کبوترى که فقط شوق پرکشیدن داشت میان خانه خود هم غریب و تنها بود شهادت امام جواد...

با یاد شما به شور و شینم هر شب

با یاد شما به شور و شینم...هر شب دلتنگ حریم کاظمینم...هر شب در فکر غریبی تو هستم...هر روز     گریه کن روضه ی حسینم...هر شب شهادت امام جواد...

چه ظلم بود که در حق تو روا کردند

چه ظلم بود که در حق تو روا کردند ببین که حق نمک را چطور  ادا کردند به دست همسرِ تو زهر را به تو دادند چنان امام حسن بر تو هم جفا کردند شهادت...

دوباره حُجرۀ دربسته، باز کرب و بلا

دوباره حُجرۀ دربسته، باز کرب و بلا دوباره تشنه لب اولاد سیدالشهدا دوباره مار گَزیده، دوباره پاره جگر خدا! چه میگذرد بر جواد ابنُ رضا شهادت...

ما در غم و محنت تو گفتیم حسین

ما در غم و محنت تو گفتیم...حسین با گریه به غربت تو گفتیم...حسین وقتی که شنیدیم تو هم...لب تشنه... در اوج مصیبت تو گفتیم ...حسین شهادت امام...

پشت در بسته عطش بال و پرت سوخت

پشت در بسته عطش بال و پرت سوخت هم که دلت هم که تمام پیکرت سوخت چشمان تو سمت خراسان بود انگار دلها برای آن نگاه آخرت سوخت شهادت امام جواد...

زهر آمد و بر جوانه ی تاک افتاد

زهر آمد و بر جوانه ی تاک افتاد بر پیرهن دل رضا چاک افتاد وقتی که اذان صبح سر می دادند خورشید غروب کرد و بر خاک افتاد شهادت امام جواد علیه...