گریه کنان به سینه زنم در غم حسین

گریه کنان به سینه زنم در غم حسین بلکه کمی شبیه تو صاحب عزا شوم یک شب مرا به شوق زیارت صدا نما تا آنکه زائر سحر کربلا شوم

آزرده خاطر از گنه عاشقان شوی

آزرده خاطر از گنه عاشقان شوی شرمنده ام که باعث اخم شما شوم ماه محرم است بگو روضه ات کجاست؟ تا میهمان هیئت آل عبا شوم

گفتی ز حال و روز تو غفلت نمی کنم

گفتی ز حال و روز تو غفلت نمی کنم من دائما ز یاد تو غافل چرا شوم می آمدی و می طلبیدم تو را چو آب اما نشد که طالب آب بقا شوم

من نذر کرده ام که به صبح ظهور تو

من نذر کرده ام که به صبح ظهور تو آیی و پیش مقدم پاکت فدا شوم حیف است با دلی که به تو خو گرفته است بر غیر مهر فاطمی ات مبتلا شوم

آقا بیا که پیش قدمهات پا شوم

آقا بیا که پیش قدمهات پا شوم در محضرت نشینم و مست از لقاء شوم یادم اگر کنی به دعای سحرگَهَت من نیز می شود که ز عصیان جدا شوم

دیدم به خواب آن آشنا دارد می آید

دیدم به خواب آن آشنا دارد می آید دیدم که بر دردم دوا دارد می آید دیدم که با شال عزا و چشم گریان مولایمان صاحب عزا دارد می آید

شد فصل ندبه و دل خانه ی غم است

شد فصل ندبه و دل خانه ی غم است صاحب عزا بیا، ماه محرّم است مأنوسی ای حبیب، با روضه ی غریب از بعد قرن ها، حال تو درهم است

آقا دوباره برق نگاهت پر از غم است

آقا دوباره برق نگاهت پر از غم است تندیس نور، بر تنتان رخت ماتم است ای ماه مهر و عاطفه، ماه عزا شده اوضاع آسمان و زمین سخت در هم است

باز جا مانده ام از یار به دادم برسید

باز جا مانده ام از یار به دادم برسید دل جدا مانده ز دلدار به دادم برسید ای کریمانِ خطا پوش مرا دریابید نشنیدم سخن یار به دادم برسید

بی فایده ست روضه و ماتم بدون تو

بی فایده ست روضه و ماتم بدون تو بی فایده ست اشک دمادم بدون تو ای منتقم.... جان عمو جان تان بیا بی فایده ست ماه محرم بدون تو