خدایا در کودکی خوانده بودیم: «آن مرد در باران آمد». غافل از اینکه تا آن مرد نیاید، بارانی نمی بارد.

مهدی جان! میلاد تو، قصیده‎ای بی انتهاست که فقط خدا بیت آخرش را می‎داند، بیا و حسن ختام زمان باش.

انتظار، فاصله‎ای است میان دو جمعه: جمعه ولادت و جمعه ظهور.

ای تک سوار! من برای آمدنت؛ گل دل را پرپر، قرآن بر سر، فریادکنان باز نوحه سر می‎دهم، اگر اشک چشمانم کم است، قطره قطره دلم را آب دیده می‌کنم.

ای مهدی! ای نقطه شروع شفق! ای مجری حق! بیا و دل منتظران را روشن کن.

هر روزی که می‎گذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک‌تر می‎شویم؛ اما به خود امام زمان چطور؟

خدایا، با نور مهدی‌ات، تمامی تاریکی‌ها را روشن کن.

اوست که در انتظار تو نشسته تا پرده غیبت را بدری و چهره دل آرایش را به مشاهده بنشینی. او غایب نیست؛ از هر حاضری حاضرتر است، این تویی که غایبی....

آری ای دوست! تا آن هنگام که بهشت ظهور نکرده است، من و دل‌هایی که همواره در سرزمین نیمه شب تو را می‌خوانند و به عشق تو در آسمان مکاشفه پرواز می‎کنند.

مهدی جان! فقط تویی که می‎توانی داد عدالت سر دهی، زیرا تو زاییده حقی، پس سلام بر انتظار.