عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر

گو به هر غرقه دریاى بلا، فلک نجات آمده تا که ببخشد به شما باز حیات نیست اى عاشق دلخسته دگر وقت سکوت به گل روى جگر گوشه زهرا صلوات

قلب من پاره پاره شده در هوای تو هر پاره صفحه ایست ز مدح و ثنای تو گیرم که لب ببندم و دم بر نیاورم خیزد ز بند بند وجودم نوای تو

روزی هزار بار اگر جان دهم کم است در شکر لحظه ای که بمیرم برای تو یکبار هم مرا به ره خویش کن فدا ای صد هزار عالم و آدم فدای تو

از پرده برون آی دلم غرق تمناست تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست در حلقه عشاق ز رحمت گذری کن تا جلوه حسنت نگرند از چپ و از راست

ما که از بین همه طالب دیدار توایم صحه بگذار به بر این رأی پسندیده ما ای که در کون مکان یاور مظلوم توئی بنشین بر سر این سفره ناچیده ما

اگر روزی رسد روی تو بینم گذارم زیر پایت این جبینم چرا احوال زارم را نپرسی ابا صالح که از هجرت غمینم

خود را مقیم وادی احساس می کنم دل را خمار عطر گل یاس می کنم تا واکنی گره زکار فرو بسته دلم خود را دخیل حضرت عباس می کنم

دنیای با حضور تو دنیای دیگریست روز طلوع سبز تو فردای دیگریست بوی بهشت می وزد از کوچه باغ ها خاک زمین بهاری گلهای دیگریست

دلم دوباره خبر می دهد ظهور تورا بدون فاصله حس میکنم حضور تورا به من مگو که نرفته چگونه باز آید مسیر جاده خبر می دهد عبور تورا