مُردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز مرگ خود می بینم و رویت نمی بینم هنوز رهی معیری

مرده بُدَم زنده شدم، گریه بُدَم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم مولوی

مرغ در دامم مرا پروانه ی پرواز نیست در گلویم نغمه هست و رخصت آواز نیست مهدی سهیلی

مرهم نمی نهی به جراحت، نمک مپاش نوشم نمی دهی به دلم نیشتر مزن جلال الدین همائی

من شاخه ی خشکم تو بیا برگ و برم ده با زمزمه ی عاطفه هایت ثمرم ده فریبا آتش

من دست شسته ام از غرورم برای تو افتاده ام چو قطره شبنم به پای تو سپیده آماده

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن غم را دوباره وارد این ماجرا نکن حامد ابراهیمی

می برم منزل به منزل چوب دار خویش را تا کجا پایان دهم آغاز کار خویش را حسین اسرافیلی

می خواهمت چنان که شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب را قیصر امین پور

ما بی تو تا دنیاست دنیایی نداریم چو سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم سلمان هراتی