گر چه می دانم نمیای ولی هر دم ز شوق سوی در می آیم و هر سو نگاهی می کنم هدایت طبرستانی

گنه کردن و بی باک بودن بسی آسان تر از پوزش نمودن اسعد گرگانی

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست هوشنگ ابتهاج

گویند دل به آن بت نامهربان مده دل آن زمان ربود که نامهربان نبود اصلی قمی

گهی از خنده گلریزی، مگر ای غنچه! گلزاری؟ گهی از گریه لبریزی مگر ای ماه! دریایی مهدی سهیلی

گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل سعدی

گر نهال شتاب، بنشانی ندهد میوه جز پشیمانی

گر با دگران به از منی، وای به من ور با همه کس همچو منی، وای همه ابوسعید ابوالخیر

گر بدانی حال من گریان شوی بی اختیار ای که منع گریه بی اختیارم می کنی وحشی بافقی

گر به چشم ما جانا، جلوه های ما بینی در حرم اهل دل جلوه ی خدا بینی رهی معیری