مسیر جاری :
پدرم گفت و چه خوش گفت که در مکتب عشق
هر کسی لایق آن نیست که بردار شود
شالبافان
پرخاش که از هر دهنی تلخ چو زهر است
چون از لب شیرین تو افتاد شکر شد
ابوالحسن ورزی
پدر، آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
شیشه ای بود که شد باعث ویرانی من
پروین اعتصامی
پروانه صفت دیده به او دوخته بودم
وقتی که خبر دار شدم سوخته بودم
عاشق اصفهانی
پروانه به یک سوختن آزاد شد از شمع
بیچاره دل ماست که در سوز و گدازست
وصال شیرازی
پرواز من به بال و پر توست، زینهار
مشکن مرا که میشکنی بال خویش را
صائب شیرازی
پروانه سوخت، شمع فرو مرد، شب گذشت
ای وای من که قصه ی دل ناتمام ماند
مهدی سهیلی
پیری به رخ ما خط از آن روی کشیده است
تا خوانی از این خط که ز دنیا چه کشیدم
امیری فیروزکوهی
پیوستگی به حق ز دو عالم بریدن است
دیدار دوست، هستی خود را ندیدن است
بیدل دهلوی
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره زار خس
سعدی
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
اگر از وصل تو دلدار نگویم چه کنم
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
بانوی پهلو شکسته شِکوه از دردش نکرد
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا