ثلث دین من دیده یار است عاشقم من٬ دین بسیار است

تو مپندار که خاموشی من هست برهان فراموشی من حمید مصدق

تجلی گه خود کرد خدا دیده ی ما را در این دیده در آیید و ببینید خدارا صفای اصفهانی

تو مو می بینی و مجنون پیچش مو تو ابرو او اشارت های ابرو وحشی بافقی

تا چند عمر در هوس و آرزو رود ای کاش این نفس که بر آمد فرو رود جلال الدین همایی

ترا که هر چه مراد است در جهان داری چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری حافظ

تو را با غیر می بینم، صدایم در نمی آید دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید مهدی اخوان ثالث

تا به فراق خو کنم صبر من و قرار کو؟ وعده ی وصل اگر دهد طاقت اتظار کو؟ کلجاری

تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو تا تو به داد من رسی، من به خدا رسیده ام رهی معیری

تا چند بسته ماندن در دام خود فریبی با غیر آشنایی، با آشنا غریبی؟ ساعد باقری