مسیر جاری :
هر که آمد در غم آبادجهان، چون گردباد
روزگاری خاک خورد، آخر به هم پیچید و رفت
وقت آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود
سر برون آورد و بر وضع جهان خندید و رفت
نتوان به دستگیری اخوان ز راه رفت
یوسف به ریسمان برادر به چاه رفت
تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
غماز رنگ هم به زبان شکسته گفت
سر به گریبان خواب، از چه فرو بردهای؟
بر قد روشندلان، جامه بریده است صبح
حاجت شمع و چراغ، نیست شب عمر را
تا تو نفس میکشی، تیغ کشیده است صبح
دامن پاکان ندارد تاب دست انداز عشق
بوی پیراهن ز مصر آخر ره کنعان گرفت
دلم زگریهٔ مستانه هم صفا نگرفت
فغان که آب شد آیینه و جلا نگرفت
چون صبح اگر عزیمت صادق مدد کند
آفاق را به یک دو نفس میتوان گرفت
از ما به گفتگو دل و جان میتوان گرفت
این ملک را به تیغ زبان میتوان گرفت
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
اگر از وصل تو دلدار نگویم چه کنم
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
بانوی پهلو شکسته شِکوه از دردش نکرد
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا