خواهد ثواب بت شکنان یافت روز حشر سنگین دلی که توبهٔ مارا شکسته است!

جوی شیر از جگل سنگ بریدن سهل است هر که بر پای هوس تیشه زند کوهکن است

سیل درماندهٔ کوتاهی دیوار من است بی سرانجامی من خانه نگهدار من است

دوستان آینهٔ صورت احوال همند من خراب توام و چشم تو بیمار من است

از خون چو داغ لاله حصار دل من است هر جا که بوی خون شنوی منزل من است

با پاکدامنان نظری هست حسن را تا آفتاب سرزده، در خانه من است

نالهٔ مظلوم در ظالم سرایت می‌کند زین سبب در خانهٔ زنجیر دایم شیون است

درین دو هفته که مهمان این چمن شده‌ای به خنده لب مگشا، روزگار گلچین است

پیاله‌ای که ترا وارهاند از هستی اگر به هر دو جهان می‌دهند، ارزان است

از شب بخت سیاهم صبح امیدی نزاد حرف خواب آلودگان است این که شب آبستن است