مسیر جاری :
اسبی که بود پویه گهش چرخ نهم
در تک شکند تارک خورشید بسم
برگرد جهان چو شعلهٔ جواله
گر چرخ زند نگسلدش دم از دم
بر پیکر آن سرور خورشید علم
کز عارضهای گشته مزاجش درهم
چندان به دمم دعا که برباد رود
از آینهٔ وجود او گرد الم
ای کوی تو قبلهگاه ارباب قبول
بیسجدهٔ تو طاعت ما نا مقبول
محراب بلند کعبهٔ ابرویت
کز دور مرا به سجده دارد مشغول
میکرد چو سکه حی صاحب تنزیل
نقدی که عیار بودش از اصل جلیل
سکه چو رسانید به تمییز قبول
فرق که و مه داد به شاه اسمعیل
در تکیهگه واسع این بزم جلیل
اندر دم امتیاز با سعی جمیل
چون درک یکایک از شهان بیند دور
فوق همه باد درک شاه اسمعیل
چادر شب بستر خود ای طرفهنگار
گر شب بسر افکنی و گردی سیار
از شمع و چراغ پر شود روی زمین
وز شعشعهٔ پر ز مه سپهر سیار
در بزم حکیمان ز می شورانگیز
نیتاب نشستن است و نی پای گریز
از بهر من تنگ سراب ای ساقی
مینا به سر پیاله کجدار و مریز
آن طبع که چون آینهٔ پاکست زغش
از بس که به فعل بوالعجب دارد خوش
آب آمده از طبیعت خویش برون
در تحت بفوق میرود چون آتش
سلاخ که ساختی به پردانی خویش
کار همه جز عاشق زندانی خویش
میمیرم از انتظار کی خواهی کرد
سلاخی گوسفند قربانی خویش
آن ماه که در خوبی او نیست خلاف
ور مهر منیر خوانمش نیست گزاف
در خلوت خواب او فلک دانی چیست
چادر شب زرنگار بالای لحاف
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
بانوی پهلو شکسته شِکوه از دردش نکرد