مسیر جاری :
آن شوخ که چشم مردمی دارم ازو
گفتم به نظاره کام بردارم ازو
نادیده رخش تمام رفتم از کار
وز نیم نفس تمام شد کارم ازو
ای خامه ورق چون به مداد آرایی
آرای به مدح ملک بطحایی
شاهی که کند در صفت نور رخش
هر بیضهای از زاغ قلم بیضایی
در راه دگر اگرچه چست آمدهای
در راه وفا و مهر سست آمدهای
ای یار درست وعده دیر وفا
دیر آمدهای ولی درست آمدهای
با آن که به مهر آزمونم کردی
در بارگه وفا ستونم کردی
با یان قدم دیر تحرک که مراست
از خاطر خود زود برونم کردی
از الفت درد اگرچه کلفت داری
صد شکر که بر علاج قدرت داری
آن پای که بر بستر درد است امروز
فرداست که در رکاب صحت داری
اسلام مگو آفت ایام است این
افت چه بلای صبر و آرام است این
کفر آمد و داد خاک ایمان بر باد
از قوت اسلام چه اسلام است این
اسلام مرا ای دل دیندار ببین
در صورت او قدرت جبار ببین
چشمش که کشیده تیغ مژگانش بنگر
گردن زن آهوان تاتار ببین
ای شیخ که هست دایم از نخوت تو
در طعنهٔ آلایش من عصمت تو
گر عفو خدا کم بود از طاعت تو
دوزخ ز من و بهشت از حضرت تو
گفتم چو رسد کوکبهٔ دولت تو
بیش از همه بندم کمر خدمت تو
بیطالعیم لباس صحت بدرید
تا زود نیابم شرف صحبت تو
هرچند که بهر پاس جمیعت تو
هستند هزار بنده در خدمت تو
یک بنده بیریاست کز ادعیه است
مشغول به پاسبانی دولت تو
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
بانوی پهلو شکسته شِکوه از دردش نکرد
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟