نگاهی به جامعه شناسی صوری جورج زیمل
زیمل از ابتدای کار خود در پی به وجود آوردن گونه ای جدید از تحلیل و بررسی بود که بر دیدگاهی معین از واقعیت مبتنی باشد . اگر امکان جدا ساختن و...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
زیمل ، جامعه شناس بی وارث
اگرچه اصحاب مکتب کنش متقابل همواره به دینی که زیمل بر گردن این مکتب داشته است معترف بوده‌ا‌ند، همگان بر این اعتقادند که امروزه چیزی به نام زیملیسم...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
مروری بر «فلسفه پول» جورج زیمل (3)
در قسمت اول کتاب زیمل در بخشى با عنوان رابطه میان کیفیت و کمیت زیمل به شرح موضوع کمیت پول مى پردازد و در واقع آن را بازنمایى انتزاعى شدن هر چه...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
مروری بر «فلسفه پول» جورج زیمل (1)
این مقاله شرحى است کوتاه درباره پدیده پول و پیامدهاى جهانشمول و کلى آن در زندگى و فرهنگ. بخش اعظم مطالب زیر را مى توان به نحوى مبسوط و نظام مند...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
مروری بر «فلسفه پول» جورج زیمل (2)
پول پدیده اى تاریخى و جزیى است (و از دل شرایطى خاص برآمده است) که اثراتى انضمامى و عینى بر حیات درونى افراد به طور خاص و بر فرهنگ به طور عام...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
آرا و اندیشه‌های جورج زیمل (1)
دكتر عباس كاظمی، عضو هیات علمی و استاد دانشگاه تهران درباره علایق زیمل به سه مرحله رشد اندیشه وی كه به تألیف سه كتاب خاص در این زمینه نیز منجر...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
آرا و اندیشه‌های جورج زیمل (2)
به نظر می رسد که جامعه شناسی تفهمی زیمل، اختصاصاً تأویلی- تفسیری است و نه تبیینی. جامعه شناسی زیمل پیوسته با یک رهیافت دیالکتیکی همراه است. رهیافتی...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
زیمل، جامعه شناس فیلسوف (2)
بسیاری از آثار زیمل بنا به دلایل متعددی مثل از بین بردن به عمد توسط خودش، گمشدن و . . . به جا نمانده است. اما میزان قابل توجهی از آثارش نیز به...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
زیمل، جامعه شناس فیلسوف (1)
جامعه شناسی از زمانی كه آگوست كنت این نام را برایش پیشنهاد كرد تا امروز راه بسیار پر پیچ و خمی را طی كرده است. شخصیت های بسیاری به این انگاره...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
هفت خواهران و دیو
روزی بود، روزگاری بود. در زمان های قدیم مادری بود و هفت تا دختر داشت. مادره که سرش را گذاشت زمین و عمرش را داد به شما، بعد از مدتی دیو رفت سراغ...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
زبان بسته
یکی بود، یکی نبود. در زمان های قدیم یک بابای خارکنی بود که زنی و سه تا دختر داشت. روزی این بابا مثل هر روز خدا رفت کوه و بیابان و از این جا و...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
خوشه ی اشرفی
در زمان های قدیم پیرمردی بود و این بابا سه تا دختر داشت. روزی دختر بزرگش از پدره خواست تا برایش چرخ نخ ریسی بخرد. پدره از آنجا که دخترها را خیلی...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
نمکی
در زمان های قدیم پیرزنی بود که شوهرش مرده بود و با هفت دختر دم بخت در خانه ی کنار شهر زندگی می کرد. دخترها هر روز خدا کار و بار زندگی شان را...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
جانور ارگنج و ابراهیم
روزی بود، روزگاری بود. در زمان های قدیم یک بابایی بود که هر روز می رفت شکار و چند پرنده می زد و شکم خودش و زن و بچه هایش را سیر می کرد. سال ها...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
پسر پادشاه و شهبانوي پریان
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان های قدیم پادشاهی بود و این بابا سه تا زن داشت و از هیچ کدام صاحب اولاد نشده بود و اجاقش کور...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
پری زاد
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان های قدیم پیرزنی بود و پسر کوچکی داشت. گذشت و گذشت و پسره بزرگ شد. روزی رو کرد به مادرش و گفت...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
احمد بدبیار
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان های قدیم پیرزنی بود و این زنه پسری داشت که به اسم احمد. کار زنه این بود که نخ می رشت و با...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
تیرکمانی که قلب تیرانداز را نشانه گرفت
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان های قدیم بابای پیری بود و پسری داشت. روزی پسره رفت سروقت پدرش و گفت همه ی بچه ها تیرکمان دارند،...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
شازده ابراهیم
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان های قدیم پادشاهی بود و دختری داشت. این دختره با ابراهیم، پسر وزیر سر و سری داشت و پادشاه از...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
شاه و وزیر
روزی بود، روزگاری بود. شهری بود، شهریاری بود. پادشاهی بود و این بابا زنی داشت که از خوشگلی تو دنیا لنگه نداشت. این پادشاه آن قدر زنه را دوست...
دوشنبه، 4 بهمن 1395