دو برادر خوانده
یکی بود، یکی نبود. در زمان‌های قدیم دو مرد بودند که با هم صیغه‌ی برادری خوانده بودند. اسم یکی علی بود و اسم آن یکی عمرو. این دو نفر سری از هم...
چهارشنبه، 13 بهمن 1395
زن جگرخوار
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان‌های قدیم زنی بود که جگر زن‌های زائو را می‌خورد، ‌اما شوهرش هیچ خبر نداشت زنش چه کاره است....
چهارشنبه، 13 بهمن 1395
چشمه‌ی خورشید
روزی بود، روزگاری بود. در زمان‌های قدیم مرد تاجری بود که جز زن و دخترش کس و کاری نداشت و همین که این بابا سرش را گذاشت زمین و عمرش را داد به...
چهارشنبه، 13 بهمن 1395
خیمه‌ شب‌بازی
در اساطیر هندی آمده براهما، خدای خالق، سررشته‌ی نخ‌های جهان را به دست دارد. جهان محل بازی و مخلوقات عروسک‌های او هستند. پس بشر به تقلید از پروردگار...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
خنده
پدیده‌ای عضلانی است که شامل انقباض و انبساط متناوب صورت، به همراه حرکات متقابل دیافراگم، انقباضات مرتبط حنجره و دریچه‌های نای که الگوی منظم تنفس...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
خنده کارناوالی
اصطلاح خنده‌ی کارناوالی برگرفته از نظریه‌های ادبی میخاییل باختین، زبان‌شناس و منتقد ادبیات روس است. باختین در سال 1965 میلادی کتاب آثار فرانسوا...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
خُل بازی
نوعی نمایش قرون وسطایی فرانسه که در آن گروهی دلقک آداب و رسوم اجتماعی و رویدادهای سیاسی را به مسخره می‌گرفتند. بازیگران خل‌بازی با پیراهنی خاکستری،...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
خرنامه
خردنمایی متضاد اغراق است و حالتی را بیان می‌کند که در آن پدیده‌ای مهم و با اهمیت، کوچک جلوه داده شود. در مواردی نویسنده یا فردی مهم خفیف، خوار...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
خروس بازی
از نگارگر قرن یازدهم هجری، معین مصور نگاره‌ای در دست است که در آن تصویر جوان خروس‌بازی دیده می‌شود که خروسی در دست گرفته است. این نگاره مربوط...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
حماسه‌ی مضحک
حماسه‌ی مضحک گونه‌ای ادبی است که در آن عناصر دو گونه‌ی ادبی کاملاً متفاوت، حماسه و طنز، برای بیان هدفی واحد مورد استفاده قرار می‌گیرد. در حماسه...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
جناس در طنز
جناس در لغت به معنی گونه گونه گردانیدن و هم‌جنس بودن و در اصطلاح ادبی دو واژه‌ی مشابه را با معانی متفاوت آوردن است. به هر یک از این واژگان مشابه،...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
جوکیم
هر لطیفه از عناصری تشکیل می‌شود که به آن جوکیم یا خرده لطیفه می‌گویند، یعنی مجموعه‌ای از اعمال و کنش‌ها که به کمک صناعت‌های گوناگون لطیفه را...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
حکایت لطیفه‌وار
نوعی روایت منظوم یا منثور ساده، و مفرح که درباره‌ی یک فرد یا حادثه است. «حکایت لطیفه‌وار» را می‌توان شکلی ابتدایی از داستان‌های کوتاه امروزی...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
تهکم
تهکم در لغت معنی مسخره کردن، استهزا و دست انداختن، شکسته و ویران شدن و فروریختن چاه می‌دهد و در لغت‌نامه‌ی دهخدا آمده خندستانی کردن و خندستانی...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
توطئه‌ی ادبی
توطئه در لغت معنی مکر و حیله‌ای پنهان می‌دهد. معادل انگلیسی توطئه، intrique، معادل فرانسوی آن intrigue و معادل ایتالیایی‌اش intrigo از ریشه‌ی...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
تمثیل
معنی واژگانی تمثیل مثال‌آوردن، تشبیه کردن، یا داستان و روایتی را به عنوان نمونه بیان کردن است. معادل انگلیسی آن allegory، در انگلیسی دوره‌ی میانه...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
تفریح ساخت‌مند
برخی از مشاوران حیطه مدیریت اعتقاد دارند که از طریق طنز و تفرج می‌توان به نیروی کار انسجام بیشتری داد و کارآیی و بهره‌مندی را بالا برد. این باور...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
تقلید
نوعی نمایش طنزآمیز عصر صفویه که با تقلید لهجه‌ها و ویژگی‌های مردم شهرها و روستاهای ایران در پی سرگرم کردن تماشاگران بود. این نوع نمایش گاهی با...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
گوشه‌ی شست بستن دیو
چنانکه از نخستین ابیات این تعزیه نامه بر می‌آید، منظور اصلی سازنده‌ی آن نمایش دادن مقام حضرت امیر بوده است. بهرحال از این قطعه شش مصراع اولی...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
دیو و چوپان
روزی بود، روزگاری بود، در زمان‌های قدیم اربابی بود که مردم آبادی از ظلمش به ستوه آمده بودند، ‌اما دم نمی‌زدند. این ارباب گوسفندهای زیادی داشت...
دوشنبه، 11 بهمن 1395