داستان سه برادر
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان های قدیم پادشاهی بود و این بابا سه تا پسر داشت. گذشت و گذشت تا پسرها جوان شدند و پدرشان هم...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
افسانه‌ی سه برادر
روزی بود، روزگاری بود. در زمان های قدیم سه برادر بودند و پدر این سه نفر هر روز صبح راه می افتاد و می رفت کار می کرد و خرج زندگی شان را درمی آورد....
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
اسب گل بدن
روزی بود، روزگاری بود. در زمان های قدیم پادشاهی بود که سه تا پسر داشت. سیامک و سیاوش برادرهای تنی بودند و سمندر، پسر کوچکه ی پادشاه از زن دیگری...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
چغون دوز
روزی بود، روزگاری بود. در زمان های قدیم یک بابای تاجری بود و پسری داشت به اسم ابراهیم. این ابراهیم را فرستاده بودند مکتب. روزی که از مکتب برمی...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
پیله ور
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان های قدیم یک بابای پیله وری بود که زنی داشت و پسر شیرخواری به اسم بهرام. هنوز پسره را از شیر...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
بزی
روزی بود، روزگاری بود. در زمان های قدیم یک بابای خیاطی بود که از دار دنیا سه پسر داشت و یک دکان خیاطی و هر سه تا پسرش هم وردست پدرشان کار می...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
راه و بی راه
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان های قدیم تو یک شهری مرد راست و درستی بود و طوری میان مردم به جوانمردی معروف بود که همه به...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
پیرمرد خارکن و سفره ی حضرت سلیمان
روزی بود، روزگاری بود. یک بابای پیر خارکنی بود که از دار دنیا فقط یک دختری داشت و هر روز خدا می رفت بیابان و خار می کند و می برد بازار، می فروخت...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
خیر و شر
روزی بود، روزگاری بود. در زمان های قدیم دو پسر بودند یکی اسمش خیر بود و آن یکی هم شر. روزی بچه ها جمع شده بودند و بازی می کردند و باید یکی اوستای...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
شاه عباس
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان های قدیم رمالی بود و این بابا زن نجیب و سربه راهی داشت که هر روزه قالی می بافت و از هر انگشتش...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
دختر شیر افکن
روزی بود، روزگاری بود. در زمان های قدیم شاه زاده ای بود که سن و سالی ازش گذشته بود، می گویند سی و پنج ساله بود و هنوز عزب اوغلی مانده بود و هر...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
شاه عباس و دختر شاه پریان
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان های قدیم پیرمرد تنهایی بود. این بابا خانه ی بزرگی داشت و شب که می شد کتاب مخصوص خودش را می...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
سیمرغ
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. مرد فقیر و نداری بود و با زن و بچه هایش زندگی می کرد. این بابا آن قدر بی کار ماند و ویلان گشت تا آخر...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
بسه و خوسه و کلیلک
روزی بود، روزگاری بود. در زمان های قدیم زن و شوهر پیری بودند که بچه نداشتند. هر چه دوا درمان کردند، فایده ای نداشت و آخر سر رضا دادند به خواست...
سه‌شنبه، 5 بهمن 1395
نگاهی به جامعه شناسی صوری جورج زیمل
زیمل از ابتدای کار خود در پی به وجود آوردن گونه ای جدید از تحلیل و بررسی بود که بر دیدگاهی معین از واقعیت مبتنی باشد . اگر امکان جدا ساختن و...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
زیمل ، جامعه شناس بی وارث
اگرچه اصحاب مکتب کنش متقابل همواره به دینی که زیمل بر گردن این مکتب داشته است معترف بوده‌ا‌ند، همگان بر این اعتقادند که امروزه چیزی به نام زیملیسم...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
مروری بر «فلسفه پول» جورج زیمل (3)
در قسمت اول کتاب زیمل در بخشى با عنوان رابطه میان کیفیت و کمیت زیمل به شرح موضوع کمیت پول مى پردازد و در واقع آن را بازنمایى انتزاعى شدن هر چه...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
مروری بر «فلسفه پول» جورج زیمل (1)
این مقاله شرحى است کوتاه درباره پدیده پول و پیامدهاى جهانشمول و کلى آن در زندگى و فرهنگ. بخش اعظم مطالب زیر را مى توان به نحوى مبسوط و نظام مند...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
مروری بر «فلسفه پول» جورج زیمل (2)
پول پدیده اى تاریخى و جزیى است (و از دل شرایطى خاص برآمده است) که اثراتى انضمامى و عینى بر حیات درونى افراد به طور خاص و بر فرهنگ به طور عام...
دوشنبه، 4 بهمن 1395
آرا و اندیشه‌های جورج زیمل (1)
دكتر عباس كاظمی، عضو هیات علمی و استاد دانشگاه تهران درباره علایق زیمل به سه مرحله رشد اندیشه وی كه به تألیف سه كتاب خاص در این زمینه نیز منجر...
دوشنبه، 4 بهمن 1395