خرنامه
خردنمایی متضاد اغراق است و حالتی را بیان می‌کند که در آن پدیده‌ای مهم و با اهمیت، کوچک جلوه داده شود. در مواردی نویسنده یا فردی مهم خفیف، خوار...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
خروس بازی
از نگارگر قرن یازدهم هجری، معین مصور نگاره‌ای در دست است که در آن تصویر جوان خروس‌بازی دیده می‌شود که خروسی در دست گرفته است. این نگاره مربوط...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
حماسه‌ی مضحک
حماسه‌ی مضحک گونه‌ای ادبی است که در آن عناصر دو گونه‌ی ادبی کاملاً متفاوت، حماسه و طنز، برای بیان هدفی واحد مورد استفاده قرار می‌گیرد. در حماسه...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
جناس در طنز
جناس در لغت به معنی گونه گونه گردانیدن و هم‌جنس بودن و در اصطلاح ادبی دو واژه‌ی مشابه را با معانی متفاوت آوردن است. به هر یک از این واژگان مشابه،...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
جوکیم
هر لطیفه از عناصری تشکیل می‌شود که به آن جوکیم یا خرده لطیفه می‌گویند، یعنی مجموعه‌ای از اعمال و کنش‌ها که به کمک صناعت‌های گوناگون لطیفه را...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
حکایت لطیفه‌وار
نوعی روایت منظوم یا منثور ساده، و مفرح که درباره‌ی یک فرد یا حادثه است. «حکایت لطیفه‌وار» را می‌توان شکلی ابتدایی از داستان‌های کوتاه امروزی...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
تهکم
تهکم در لغت معنی مسخره کردن، استهزا و دست انداختن، شکسته و ویران شدن و فروریختن چاه می‌دهد و در لغت‌نامه‌ی دهخدا آمده خندستانی کردن و خندستانی...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
توطئه‌ی ادبی
توطئه در لغت معنی مکر و حیله‌ای پنهان می‌دهد. معادل انگلیسی توطئه، intrique، معادل فرانسوی آن intrigue و معادل ایتالیایی‌اش intrigo از ریشه‌ی...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
تمثیل
معنی واژگانی تمثیل مثال‌آوردن، تشبیه کردن، یا داستان و روایتی را به عنوان نمونه بیان کردن است. معادل انگلیسی آن allegory، در انگلیسی دوره‌ی میانه...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
تفریح ساخت‌مند
برخی از مشاوران حیطه مدیریت اعتقاد دارند که از طریق طنز و تفرج می‌توان به نیروی کار انسجام بیشتری داد و کارآیی و بهره‌مندی را بالا برد. این باور...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
تقلید
نوعی نمایش طنزآمیز عصر صفویه که با تقلید لهجه‌ها و ویژگی‌های مردم شهرها و روستاهای ایران در پی سرگرم کردن تماشاگران بود. این نوع نمایش گاهی با...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
گوشه‌ی شست بستن دیو
چنانکه از نخستین ابیات این تعزیه نامه بر می‌آید، منظور اصلی سازنده‌ی آن نمایش دادن مقام حضرت امیر بوده است. بهرحال از این قطعه شش مصراع اولی...
سه‌شنبه، 12 بهمن 1395
دیو و چوپان
روزی بود، روزگاری بود، در زمان‌های قدیم اربابی بود که مردم آبادی از ظلمش به ستوه آمده بودند، ‌اما دم نمی‌زدند. این ارباب گوسفندهای زیادی داشت...
دوشنبه، 11 بهمن 1395
چشمه پری
روزی بود، روزگاری بود. یک آبادی بود که هیچ کی اسمش را نمی‌داند. مردم این آبادی همه با هم کار می‌کردند و هر محصولی برمی‌داشتند، بین خودشان تقسیم...
دوشنبه، 11 بهمن 1395
خیانت آدمی‌زاد
روزی بود، روزگاری بود. یک بابایی بود که بار سفر را بست و راه افتاد و رفت و رفت تا رسید به بیابانی. این طرف و آن طرف را نگاه کرد تا چشمش افتاد...
دوشنبه، 11 بهمن 1395
جهانگیر
یکی بود، یکی نبود. در زمان‌های قدیم مردی بود به اسم قورکاکا و این بابا سه پسر داشت به اسم ورمن کاکا، زورکاکا و جهانگیر. دو پسر بزرگش سرشان به...
دوشنبه، 11 بهمن 1395
کج کردی، خوب کج کردی
در زمانی که حضرت موسی زندگی می‌کرد، مردی بود که آب کشی می‌کرد و هر روز خدا در کوچه و بازار می‌گشت و داد می‌زد تا یکی او را برای آب کشی ببرد....
دوشنبه، 11 بهمن 1395
مرغ یک پا دارد
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. جانم که شما باشید، تو یکی از آبادی‌های اصفهان درویشی بود و این بابا دوروبر آبادی و شهر می‌گشت تا بلکه...
دوشنبه، 11 بهمن 1395
تعزیه‌ی کمیک
در اصطلاحات مربوط به نمایش تعزیه، گوشه به قطعه‌ها و تعزیه‌نامه‌هایی گفته می‌شد که کوتاه بود، ارتباط چندانی به مایه‌های اصلی عزاداری نداشت و معمولاً...
دوشنبه، 11 بهمن 1395
تسکین کمیک
تسکین کمیک به صحنه‌های کمیکی گفته می‌شود که قبل یا بعد از لحظه‌های اوج تراژدی گنجانده می‌شود. این صحنه‌ها با ایجاد تقابل، ضمن این که عناصر تراژیک...
دوشنبه، 11 بهمن 1395