انگشتر طلایی
پدر و مادری سه دختر داشتند. دختر کوچکتر ساکت و زحمتکش بود، ولی دختران بزرگ‌تر شرور و حسود بودند و فقط راجع به لباس قشنگ و خواستگارهای خودشان...
چهارشنبه، 29 ارديبهشت 1395
برادران شکارچی
در یکی از کشورها، دو تا برادر شکارچی بودند. این دو تا برادر روزی برای شکار از منزل بیرون رفتند؛ یک خرگوش طلایی دیدند؛ عقب خرگوش راه افتادند و...
چهارشنبه، 29 ارديبهشت 1395
ایوان احمق
پیرمردی سه پسر داشت. دو تا از آن‌ها عاقل بودند و سومی احمق. اسم این سومی ایوان احمق بود. ایوان همیشه کنار بخاری دراز می‌کشید.
چهارشنبه، 29 ارديبهشت 1395
ایوان، پسر روستایی
توی خرمن یک نفر دهاتی، یک موش خانگی و یک موش صحرایی راه پیدا کردند. موش خانگی خیلی محتاط، ولی موش صحرایی بی‌فکر بود و فقط توی خرمن جست و خیز...
چهارشنبه، 29 ارديبهشت 1395
عروس بهانه‌جو
نمی‌دانم این داستان در چه زمانی روی داده است؛ یا در زمان تزار استپان بوده، یا پیش از آن. در هر حال، شاهزاده‌ای با شاهزاده. خانم خود زندگی آرامی...
چهارشنبه، 29 ارديبهشت 1395
اسب زرّین
در یکی از کشورها پیرمرد و پیرزنی با هم زندگی می‌کردند. پیرمرد به شکار می‌رفت و پیرزن در منزل به کار خانه‌داری مشغول بود.
چهارشنبه، 29 ارديبهشت 1395
جوان‌مردترین شاه‌زادگان
بر چهره‌ی زیبای شاه‌زاده سودانا، فرزند سیبی شاه، دو چشم زیبا می‌درخشید. هرگاه که این دو دیده‌ی مهربان در برابر منظره‌ای از مهربانی و یا نیک‌خواهی...
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
بازگشت‌های بودا به زمین
یکی از خصوصیات روحیه‌ی هندی اعتقاد به تناسخ است. طبق این عقیده هر انسانی در این دنیا یا جهان‌های دیگر باید از زندگی‌های بی‌شمار انسانی و یا حیوانی...
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
افسانه‌های بودایی
روزی که سیدارتا، که می‌بایست بعدها بودا بشود، پای در این جهان نهاد همه‌ی مظاهر طبیعت از پدیدآمدن وجودی که می‌بایست بشریت را برهاند و بهترین راه...
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
کلنگ نابه‌کار
حکایت کنند که کلنگی بود بسیار رعنا که پیکر زیبایش بر دو پای بلند و ظریف قرار گرفته بود و دو بال پهن و بلندش رنگ خاکستری دل‌پذیر و دیده‌نوازی...
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
ابله کوچک و میهمانی بزرگ او
از کوچکی او را ابله کوچک لقب داده بودند. در بیست و پنج سالگی نیز او را بدین لقب می‌خواندند و به راستی که شایسته‌ی چنان لقبی بود.
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
داستان‌های بودایی
در داستانی بسیار قدیمی آمده است که موردجه هزار سال بر کشور غرب حکومت راند. او در سراسر زندگی دراز خود همیشه با پیروزی و موفقیت قرین بوده است....
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
آیین پرستش خدایان بزرگ هند
سه خدای بزرگ هند، چنان که پیش‌تر دیدیم، عبارت‌اند از: برهما، ویشنو، و شیوا. این سه خدا رفتار و خصال‌های گوناگون دارند. داستانی شیوا اختلاف خصال...
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
خدای پیل سر
گانشا (1) خدایی که سرپیل دارد از جمله‌ی خدایان هندی است که در سراسر هندوستان تصاویری از او به چشم می‌خورد.
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
شیوا
شیوا سومین خدای بزرگ هند و خدای نابودی و مرگ است. کار او پاک کردن و از میان بردن شکل‌هایی از وجود است که علت وجودی خود را از دست داده‌اند و باید...
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
ویشنو
ویشنو نگه‌دارنده‎ی جهان و خداوندگار نیکی و زندگی را در ردیف برهما، آفریننده‌ی جهان و پدر خدایان و مردمان باید قرار داد.
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
برهما
برهما چهار چهره‌ی همانند دارد. بر هر سری تاجی دارد. او چهار دست دارد. به یک دست کتاب مقدس وداها را، به دست دیگر قاشقی را که برای ایثار خدایان...
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
افسانه‌های برهمنی
یکی از قدیم‌ترین خدایان هند آگنی، خدای آتش، است. او را به صورت مردی بسیار درشت‌اندام و سرخ‌رو مجسم می‌کنند. آگنی سه پا و هفت بازو دارد. چشمان...
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
چماق‌دار
شهر ماهداپورا، مرکز یکی از نواحی جنوبی هندوستان، پای‌تخت پادشاهی بود که ایندرارایا نام داشت. ایندرارایا شاهی دادگر و نیک‌خواه و بخشنده و جوان‌مرد...
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395
بدبختی‌های مرد کر
در هند باستان روبه رو شدن با مار و گربه و زنی بیوه و یا مردی لوچ به فال بد و روبه رو شدن با گاو و پیل و سوسمار و یا دختری جوان به فال نیک گرفته...
سه‌شنبه، 28 ارديبهشت 1395