چشمت چو تيغ غمزه خون خوار برگرفت
چشمت چو تيغ غمزه خون خوار برگرفت شاعر : سعدي با عقل و هوش خلق به پيکار برگرفت چشمت چو تيغ غمزه خون خوار برگرفت ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر که دلارام ديد از دلش آرام رفت
هر که دلارام ديد از دلش آرام رفت شاعر : سعدي چشم ندارد خلاص هر که در اين دام رفت هر که دلارام ديد از دلش آرام رفت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي کسوت زيبايي بر قامت چالاکت
اي کسوت زيبايي بر قامت چالاکت شاعر : سعدي زيبا نتواند ديد الا نظر پاکت اي کسوت زيبايي بر قامت چالاکت باشد که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اين که تو داري قيامتست نه قامت
اين که تو داري قيامتست نه قامت شاعر : سعدي وين نه تبسم که معجزست و کرامت اين که تو داري قيامتست نه قامت سينه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي که رحمت مي‌نيايد بر منت
اي که رحمت مي‌نيايد بر منت شاعر : سعدي آفرين بر جان و رحمت بر تنت اي که رحمت مي‌نيايد بر منت يا سخن يا آمدن يا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آفرين خداي بر جانت
آفرين خداي بر جانت شاعر : سعدي که چه شيرين لبست و دندانت آفرين خداي بر جانت گو ببين در چه زنخدانت هر که را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي جان خردمندان گوي خم چوگانت
اي جان خردمندان گوي خم چوگانت شاعر : سعدي بيرون نرود گويي کافتاد به ميدانت اي جان خردمندان گوي خم چوگانت سر برنکند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جان و تنم اي دوست فداي تن و جانت
جان و تنم اي دوست فداي تن و جانت شاعر : سعدي مويي نفروشم به همه ملک جهانت جان و تنم اي دوست فداي تن و جانت تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چو نيست راه برون آمدن ز ميدانت
چو نيست راه برون آمدن ز ميدانت شاعر : سعدي ضرورتست چو گوي احتمال چوگانت چو نيست راه برون آمدن ز ميدانت به دوستي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چه لطيفست قبا بر تن چون سرو روانت
چه لطيفست قبا بر تن چون سرو روانت شاعر : سعدي آه اگر چون کمرم دست رسيدي به ميانت چه لطيفست قبا بر تن چون سرو روانت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خوش مي‌روي به تنها تن‌ها فداي جانت
خوش مي‌روي به تنها تن‌ها فداي جانت شاعر : سعدي مدهوش مي‌گذاري ياران مهربانت خوش مي‌روي به تنها تن‌ها فداي جانت ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر جان طلبي فداي جانت
گر جان طلبي فداي جانت شاعر : سعدي سهلست جواب امتحانت گر جان طلبي فداي جانت يک موي به هر که در جهانت سوگند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بيا که نوبت صلحست و دوستي و عنايت
بيا که نوبت صلحست و دوستي و عنايت شاعر : سعدي به شرط آن که نگوييم از آن چه رفت حکايت بيا که نوبت صلحست و دوستي و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سر تسليم نهاديم به حکم و رايت
سر تسليم نهاديم به حکم و رايت شاعر : سعدي تا چه انديشه کند راي جهان آرايت سر تسليم نهاديم به حکم و رايت کس ديگر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جان من جان من فداي تو باد
جان من جان من فداي تو باد شاعر : سعدي هيچت از دوستان نيايد ياد جان من جان من فداي تو باد سرو هرگز چنين نرفت آزاد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد
زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد شاعر : سعدي از صورت بي طاقتيم پرده برافتاد زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
فرهاد را چو بر رخ شيرين نظر فتاد
فرهاد را چو بر رخ شيرين نظر فتاد شاعر : سعدي دودش به سر درآمد و از پاي درفتاد فرهاد را چو بر رخ شيرين نظر فتاد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پيش رويت قمر نمي‌تابد
پيش رويت قمر نمي‌تابد شاعر : سعدي خور ز حکم تو سر نمي‌تابد پيش رويت قمر نمي‌تابد که تنورم مگر نمي‌تابد آتش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مويت رها مکن که چنين بر هم اوفتد
مويت رها مکن که چنين بر هم اوفتد شاعر : سعدي کشوب حسن روي تو در عالم اوفتد مويت رها مکن که چنين بر هم اوفتد فرياد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نه آن شبست که کس در ميان ما گنجد
نه آن شبست که کس در ميان ما گنجد شاعر : سعدي به خاک پايت اگر ذره در هوا گنجد نه آن شبست که کس در ميان ما گنجد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390