جواني سر از رأي مادر بتافت
جواني سر از رأي مادر بتافت شاعر : سعدي دل دردمندش به آذر بتافت جواني سر از رأي مادر بتافت که اي سست مهر فراموش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ببين تا يک انگشت از چند بند
ببين تا يک انگشت از چند بند شاعر : سعدي به صنع الهي به هم درفگند ببين تا يک انگشت از چند بند که انگشت بر حرف...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ملک زاده‌اي ز اسب ادهم فتاد
ملک زاده‌اي ز اسب ادهم فتاد شاعر : سعدي به گردن درش مهره برهم فتاد ملک زاده‌اي ز اسب ادهم فتاد نگشتي سرش تا نگشتي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شب از بهر آسايش تست و روز
شب از بهر آسايش تست و روز شاعر : سعدي مه روشن و مهر گيتي فروز شب از بهر آسايش تست و روز وگر رعد چوگان زند، برق...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نداند کسي قدر روز خوشي
نداند کسي قدر روز خوشي شاعر : سعدي مگر روزي افتد به سختي کشي نداند کسي قدر روز خوشي چه سهل است پيش خداوند مال...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شنيدم که طغرل شبي در خزان
شنيدم که طغرل شبي در خزان شاعر : سعدي گذر کرد بر هندوي پاسبان شنيدم که طغرل شبي در خزان به لرزش در افتاده همچون...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي را عسس دست بر بسته بود
يکي را عسس دست بر بسته بود شاعر : سعدي همه شب پريشان و دلخسته بود يکي را عسس دست بر بسته بود که شخصي همي نالد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
برهنه تني يک درم وام کرد
برهنه تني يک درم وام کرد شاعر : سعدي تن خويش را کسوتي خام کرد برهنه تني يک درم وام کرد به گرما بپختم در اين زير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي کرد بر پارسايي گذر
يکي کرد بر پارسايي گذر شاعر : سعدي به صورت جهود آمدش در نظر يکي کرد بر پارسايي گذر ببخشيد درويش پيراهنش قفايي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز ره باز پس مانده‌اي مي‌گريست
ز ره باز پس مانده‌اي مي‌گريست شاعر : سعدي که مسکين تر از من در اين دشت کيست؟ ز ره باز پس مانده‌اي مي‌گريست اگر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
فقيهي بر افتاده مستي گذشت
فقيهي بر افتاده مستي گذشت شاعر : سعدي به مستوري خويش مغرور گشت فقيهي بر افتاده مستي گذشت جوان سر برآورد کاي پيرمد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نهاده‌ست باري شفا در عسل
نهاده‌ست باري شفا در عسل شاعر : سعدي نه چندان که زور آورد با اجل نهاده‌ست باري شفا در عسل ولي درد مردن ندارد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نخست او ارادت به دل در نهاد
نخست او ارادت به دل در نهاد شاعر : سعدي پس اين بنده بر آستان سرنهاد نخست او ارادت به دل در نهاد کي از بنده چيزي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بتي ديدم از عاج در سومنات
بتي ديدم از عاج در سومنات شاعر : سعدي مرصع چو در جاهليت منات بتي ديدم از عاج در سومنات که صورت نبندد از آن خوبتر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بيا اي که عمرت به هفتاد رفت
بيا اي که عمرت به هفتاد رفت شاعر : سعدي مگر خفته بودي که بر باد رفت؟ بيا اي که عمرت به هفتاد رفت به تدبير رفتن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شبي در جواني و طيب نعم
شبي در جواني و طيب نعم شاعر : سعدي جوانان نشستيم چندي بهم شبي در جواني و طيب نعم ز شوخي در افگنده غلغل به کوي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کهن سالي آمد به نزد طبيب
کهن سالي آمد به نزد طبيب شاعر : سعدي ز ناليدنش تا به مردن قريب کهن سالي آمد به نزد طبيب که پايم همي بر نيايد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جوانا ره طاعت امروز گير
جوانا ره طاعت امروز گير شاعر : سعدي که فردا جواني نيايد ز پير جوانا ره طاعت امروز گير چو ميدان فراخ است گويي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شبي خوابم اندر بيابان فيد
شبي خوابم اندر بيابان فيد شاعر : سعدي فرو بست پاي دويدن به قيد شبي خوابم اندر بيابان فيد زمام شتر بر سرم زد که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
قضا زنده‌اي رگ جان بريد
قضا زنده‌اي رگ جان بريد شاعر : سعدي دگر کس به مرگش گريبان دريد قضا زنده‌اي رگ جان بريد چو فرياد و زاري رسيدش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390