اي بر عذار مهوشت آن زلف پرشکست
اي بر عذار مهوشت آن زلف پرشکست شاعر : خواجوي کرماني چون زنگي گرفته بشب مشعلي بدست اي بر عذار مهوشت آن زلف پرشکست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ترا با ما اگر صلحست جنگست
ترا با ما اگر صلحست جنگست شاعر : خواجوي کرماني نمي دانم دگر بار اين چه ينگست ترا با ما اگر صلحست جنگست نه آخر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ابروي تو طاقست که پيوسته هلالست
ابروي تو طاقست که پيوسته هلالست شاعر : خواجوي کرماني ز آنرو که هلال ار نشود بدر محالست ابروي تو طاقست که پيوسته...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
رخت خورشيد را يات جمالست
رخت خورشيد را يات جمالست شاعر : خواجوي کرماني خطت تفسير آيات کمالست رخت خورشيد را يات جمالست چرا پيوسته ابرويت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حسن تو نهايت جمالست
حسن تو نهايت جمالست شاعر : خواجوي کرماني لطف تو بغايت کمالست حسن تو نهايت جمالست سر در قدم تو پايمالست با...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خطت که کتابه‌ي جمالست
خطت که کتابه‌ي جمالست شاعر : خواجوي کرماني سرنامه‌ي نامه کمالست خطت که کتابه‌ي جمالست شاهي تو و حاجبت هلالست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هرکه مجنون نيست از احوال ليلي غافلست
هرکه مجنون نيست از احوال ليلي غافلست شاعر : خواجوي کرماني وانکه مجنون را بچشم عقل بيند عاقلست هرکه مجنون نيست از...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اين چنين صورت گر از آب و گلست
اين چنين صورت گر از آب و گلست شاعر : خواجوي کرماني چون بمعني بنگري جان و دلست اين چنين صورت گر از آب و گلست سنبلش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي من ز دو چشم نيم مستت مست
اي من ز دو چشم نيم مستت مست شاعر : خواجوي کرماني وز دست تو رفته عقل و دين از دست اي من ز دو چشم نيم مستت مست ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ترا که موي ميان هم وجود و هم عدمست
ترا که موي ميان هم وجود و هم عدمست شاعر : خواجوي کرماني دو زلف افعي ضحاک و چهره جام جمست ترا که موي ميان هم وجود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوش پيري ز خرابات برون آمد مست
دوش پيري ز خرابات برون آمد مست شاعر : خواجوي کرماني دست در دست جوانان و صراحي در دست دوش پيري ز خرابات برون آمد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سحرگه ماه عقرب زلف من مست
سحرگه ماه عقرب زلف من مست شاعر : خواجوي کرماني درآمد همچو شمعي شمع در دست سحرگه ماه عقرب زلف من مست کمانکش جادوش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ديشب درآمد از درم آنماه چهره مست
ديشب درآمد از درم آنماه چهره مست شاعر : خواجوي کرماني مانند دسته‌ي گل و گلدسته‌ئي بدست ديشب درآمد از درم آنماه چهره...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست
اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست شاعر : خواجوي کرماني حديث من گل صد برگ گلشن جانست اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پند خويشان نکنم گوش که بي خويشتنم
پند خويشان نکنم گوش که بي خويشتنم شاعر : خواجوي کرماني آشنايان غمت را چه غم از خويشانست پند خويشان نکنم گوش که بي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن جوهر جانست که در گوهر کانست
آن جوهر جانست که در گوهر کانست شاعر : خواجوي کرماني يا مي که درو خاصيت جوهر جانست آن جوهر جانست که در گوهر کانست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دلم با مردم چشمت چنانست
دلم با مردم چشمت چنانست شاعر : خواجوي کرماني که پنداري که خونشان در ميانست دلم با مردم چشمت چنانست رخت گلدسته‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا ياقوت او قوت روانست
مرا ياقوت او قوت روانست شاعر : خواجوي کرماني ولي اشکم چو ياقوت روانست مرا ياقوت او قوت روانست خطش طوطيست يا هندوستانست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ياقوت روان بخش تو تا قوت روانست
ياقوت روان بخش تو تا قوت روانست شاعر : خواجوي کرماني چشمم ز غمت چشمه‌ي ياقوت روانست ياقوت روان بخش تو تا قوت روانست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گفتم که چرا صورتت از ديده نهانست
گفتم که چرا صورتت از ديده نهانست شاعر : خواجوي کرماني گفتا که پري را چکنم رسم چنانست گفتم که چرا صورتت از ديده نهانست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390