يکي پر طمع پيش خوارزمشاه
يکي پر طمع پيش خوارزمشاه شاعر : سعدي شنيدم که شد بامدادي پگاه يکي پر طمع پيش خوارزمشاه دگر روي بر خاک ماليد و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي را تب آمد ز صاحبدلان
يکي را تب آمد ز صاحبدلان شاعر : سعدي کسي گفت شکر بخواه از فلان يکي را تب آمد ز صاحبدلان به از جور روي ترش بردنم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چه آوردم از بصره داني عجب
چه آوردم از بصره داني عجب شاعر : سعدي حديثي که شيرين ترست از رطب چه آوردم از بصره داني عجب گذشتيم بر طرف خرماستان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شکم صوفيي را زبون کرد و فرج
شکم صوفيي را زبون کرد و فرج شاعر : سعدي دو دينار بر هر دوان کرد خرج شکم صوفيي را زبون کرد و فرج چه کردي بدين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي نيشکر داشت در طيفري
يکي نيشکر داشت در طيفري شاعر : سعدي چپ و راست گرديده بر مشتري يکي نيشکر داشت در طيفري که بستان و چون دست يابي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي را ز مردان روشن ضمير
يکي را ز مردان روشن ضمير شاعر : سعدي امير ختن داد طاقي حرير يکي را ز مردان روشن ضمير نپوشيد و دستش ببوسيد و گفت:...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي نان خورش جز پيازي نداشت
يکي نان خورش جز پيازي نداشت شاعر : سعدي چو ديگر کسان برگ و سازي نداشت يکي نان خورش جز پيازي نداشت برو طبخي از...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي گربه در خانه‌ي زال بود
يکي گربه در خانه‌ي زال بود شاعر : سعدي که برگشته ايام و بدحال بود يکي گربه در خانه‌ي زال بود غلامان سلطان زدندش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي طفل دندان برآورده بود
يکي طفل دندان برآورده بود شاعر : سعدي پدر سر به فکرت فرو برده بود يکي طفل دندان برآورده بود مروت نباشد که بگذارمش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شنيدم که صاحبدلي نيکمرد
شنيدم که صاحبدلي نيکمرد شاعر : سعدي يکي خانه بر قامت خويش کرد شنيدم که صاحبدلي نيکمرد کزاين خانه بهتر کني، گفت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي سلطنت ران صاحب شکوه
يکي سلطنت ران صاحب شکوه شاعر : سعدي فرو خواست رفت آفتابش به کوه يکي سلطنت ران صاحب شکوه که در دوده قايم مقامي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کمال است در نفس مرد کريم
کمال است در نفس مرد کريم شاعر : سعدي گرش زر نباشد چه نقصان و سيم؟ کمال است در نفس مرد کريم که طبع ليمش دگرگون...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شنيدم ز پيران شيرين سخن
شنيدم ز پيران شيرين سخن شاعر : سعدي که بود اندر اين شهر پيري کهن شنيدم ز پيران شيرين سخن سرآورده عمري ز تاريخ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سخن در صلاح است و تدبير وخوي
سخن در صلاح است و تدبير وخوي شاعر : سعدي نه در اسب و ميدان و چوگان و گوي سخن در صلاح است و تدبير وخوي چه در بند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر پاي در دامن آري چو کوه
اگر پاي در دامن آري چو کوه شاعر : سعدي سرت ز آسمان بگذرد در شکوه اگر پاي در دامن آري چو کوه که فردا قلم نيست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تکش با غلامان يکي راز گفت
تکش با غلامان يکي راز گفت شاعر : سعدي که اين را نبايد به کس باز گفت تکش با غلامان يکي راز گفت به يک روز شد منتشر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي خوب خلق خلق پوش بود
يکي خوب خلق خلق پوش بود شاعر : سعدي که در مصر يک چند خاموش بود يکي خوب خلق خلق پوش بود به گردش چو پروانه جويان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي ناسزا گفت در وقت جنگ
يکي ناسزا گفت در وقت جنگ شاعر : سعدي گريبان دريدند وي را به چنگ يکي ناسزا گفت در وقت جنگ جهانديده‌اي گفتش اي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عضد را پسر سخت رنجور بود
عضد را پسر سخت رنجور بود شاعر : سعدي شکيب از نهاد پدر دور بود عضد را پسر سخت رنجور بود که بگذار مرغان وحشي ز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شنيدم که در بزم ترکان مست
شنيدم که در بزم ترکان مست شاعر : سعدي مريدي دف و چنگ مطرب شکست شنيدم که در بزم ترکان مست غلامان و چون دف زدندش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390