فرمان ملک چه ساحري ساخت
فرمان ملک چه ساحري ساخت شاعر : خاقاني کز سحر بهار آزري ساخت فرمان ملک چه ساحري ساخت در شعبده صنع ساحري ساخت ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي قول دل به رفيع‌الدرجات
اي قول دل به رفيع‌الدرجات شاعر : خاقاني وز برائت به جهان داده برات اي قول دل به رفيع‌الدرجات هشتم هفت تني از...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عيسي لب است يار و دم از من دريغ داشت
عيسي لب است يار و دم از من دريغ داشت شاعر : خاقاني بيمار او شدم قدم از من دريغ داشت عيسي لب است يار و دم از من دريغ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دست قبا در جهان نافه گشاي آمده است
دست قبا در جهان نافه گشاي آمده است شاعر : خاقاني بر سر هر سنگ باد غاليه‌ساي آمده است دست قبا در جهان نافه گشاي آمده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي باد صبح بين که کجا مي‌فرستمت
اي باد صبح بين که کجا مي‌فرستمت شاعر : خاقاني نزديک آفتاب وفا مي‌فرستمت اي باد صبح بين که کجا مي‌فرستمت کس را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
لعل او بازار جان خواهد شکست
لعل او بازار جان خواهد شکست شاعر : خاقاني خنده‌ي او مهر کان خواهد شکست لعل او بازار جان خواهد شکست زاهدان را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ديدي که يار چون ز دل ما خبر نداشت
ديدي که يار چون ز دل ما خبر نداشت شاعر : خاقاني ما را شکار کرد و بيفکند و برنداشت ديدي که يار چون ز دل ما خبر نداشت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
رخ تو رونق قمر بشکست
رخ تو رونق قمر بشکست شاعر : خاقاني لب توقيمت شکر بشکست رخ تو رونق قمر بشکست صف عقلم به يک نظر بشکست لشکر غمزه‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از حال خود شکسته دلان را خبر فرست
از حال خود شکسته دلان را خبر فرست شاعر : خاقاني تسکين جان سوختگان يک نظر فرست از حال خود شکسته دلان را خبر فرست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زان زلف مشک رنگ نسيمي به ما فرست
زان زلف مشک رنگ نسيمي به ما فرست شاعر : خاقاني يک موي سر به مهر به دست صبا فرست زان زلف مشک رنگ نسيمي به ما فرست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روي تو دارد ز حسن آنچه پري آن نداشت
روي تو دارد ز حسن آنچه پري آن نداشت شاعر : خاقاني حسن تو دارد ملک آنکه سليمان نداشت روي تو دارد ز حسن آنچه پري آن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به باغ وصل تو خاري، رقيب صد ورد است
به باغ وصل تو خاري، رقيب صد ورد است شاعر : خاقاني به ياد روي تو دردي، طبيب صد درد است به باغ وصل تو خاري، رقيب صد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تيره زلفا باده‌ي روشن کجاست
تيره زلفا باده‌ي روشن کجاست شاعر : خاقاني دير وصلا رطل مرد افکن کجاست؟ تيره زلفا باده‌ي روشن کجاست خاک مرد آتشين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دردي است درد عشق که درمان پذير نيست
دردي است درد عشق که درمان پذير نيست شاعر : خاقاني از جان گزير هست و ز جانان گزير نيست دردي است درد عشق که درمان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شمع شب‌ها بجز خيال تو نيست
شمع شب‌ها بجز خيال تو نيست شاعر : خاقاني باغ جان‌ها بجز جمال تو نيست شمع شب‌ها بجز خيال تو نيست طالعي به ز اتصال...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سر سوداي تو را سينه‌ي ما محرم نيست
سر سوداي تو را سينه‌ي ما محرم نيست شاعر : خاقاني سينه‌ي ما چه که ارواح ملايک هم نيست سر سوداي تو را سينه‌ي ما محرم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ما به غم خو کرده‌ايم اي دوست ما را غم فرست
ما به غم خو کرده‌ايم اي دوست ما را غم فرست شاعر : خاقاني تحفه‌اي کز غم فرستي نزد ما هردم فرست ما به غم خو کرده‌ايم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بس لابه که بنمودم و دل‌دار نپذرفت
بس لابه که بنمودم و دل‌دار نپذرفت شاعر : خاقاني صد بار فغان کردم و يک‌بار نپذرفت بس لابه که بنمودم و دل‌دار نپذرفت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شوري ز دو عشق در سر ماست
شوري ز دو عشق در سر ماست شاعر : خاقاني ميدان دل از دو لشکر آراست شوري ز دو عشق در سر ماست وز يک جهتم دو قبه برخاست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل شد از دست و نه جاي سخن است
دل شد از دست و نه جاي سخن است شاعر : خاقاني وز توام جاي تظلم زدن است دل شد از دست و نه جاي سخن است تا تو خواهيش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390