انصاف در جبلت عالم نيامده است
انصاف در جبلت عالم نيامده است شاعر : خاقاني راحت نصيب گوهر آدم نيامده است انصاف در جبلت عالم نيامده است کوهم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پاي گريز نيست که گردون کمان‌کش است
پاي گريز نيست که گردون کمان‌کش است شاعر : خاقاني جاي فزاع نيست که گيتي مشوش است پاي گريز نيست که گردون کمان‌کش است...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا جهان است از جهان اهل وفائي برنخاست
تا جهان است از جهان اهل وفائي برنخاست شاعر : خاقاني نيک عهدي برنيامد، آشنائي برنخاست تا جهان است از جهان اهل وفائي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل پيشکش تو جان نهاده است
دل پيشکش تو جان نهاده است شاعر : خاقاني عشقت به دل جهان نهاده است دل پيشکش تو جان نهاده است با عشق تو در ميان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کار گيتي را نوائي مانده نيست
کار گيتي را نوائي مانده نيست شاعر : خاقاني روز راحت را بقايي مانده نيست کار گيتي را نوائي مانده نيست يادگار اکنون...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اهل بر روي زمين جستيم نيست
اهل بر روي زمين جستيم نيست شاعر : خاقاني عشق را يک نازنين جستيم نيست اهل بر روي زمين جستيم نيست زان که بر روي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آگه نه‌اي که بر دلم از غم چه درد خاست
آگه نه‌اي که بر دلم از غم چه درد خاست شاعر : خاقاني محنت دواسبه آمد و از سينه گرد خاست آگه نه‌اي که بر دلم از غم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در اين عهد از وفا بوئي نمانده است
در اين عهد از وفا بوئي نمانده است شاعر : خاقاني به عالم آشنارويي نمانده است در اين عهد از وفا بوئي نمانده است ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از کف ايام امان کس نيافت
از کف ايام امان کس نيافت شاعر : خاقاني وز روش دهر زمان کس نيافت از کف ايام امان کس نيافت زين دو رصد خط امان کس...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زآتش انديشه جانم سوخته است
زآتش انديشه جانم سوخته است شاعر : خاقاني وز تف يارب دهانم سوخته است زآتش انديشه جانم سوخته است کز سر دل تا ميانم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زخم زمانه را در مرهم پديد نيست
زخم زمانه را در مرهم پديد نيست شاعر : خاقاني دارو بر آستانه‌ي عالم پديد نيست زخم زمانه را در مرهم پديد نيست شمشادوار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چه آفتي تو که کمتر غم تو هجران است
چه آفتي تو که کمتر غم تو هجران است شاعر : خاقاني چه گوهري تو که کمتر بهاي تو جان است چه آفتي تو که کمتر غم تو هجران...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حصن جان ساز در جهان خلوت
حصن جان ساز در جهان خلوت شاعر : خاقاني دو جهان ملک و يک زمان خلوت حصن جان ساز در جهان خلوت چون تو را شد حصار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بخت بدرنگ من امروز گم است
بخت بدرنگ من امروز گم است شاعر : خاقاني يارب اين رنگ سواد از چه خم است بخت بدرنگ من امروز گم است چون جهانم که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
طره مفشان که غرامت بر ماست
طره مفشان که غرامت بر ماست شاعر : خاقاني طيره منشين که قيامت برخاست طره مفشان که غرامت بر ماست کان نه غمزه است...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در جهان هيچ سينه بي‌غم نيست
در جهان هيچ سينه بي‌غم نيست شاعر : خاقاني غمگساري ز کيميا کم نيست در جهان هيچ سينه بي‌غم نيست خاک پر کن که جاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا دانه‌ي دل بر آتش فتاده است
مرا دانه‌ي دل بر آتش فتاده است شاعر : خاقاني از آن نعره‌ي من چنين خوش فتاده است مرا دانه‌ي دل بر آتش فتاده است ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
من ندانستم که عشق اين رنگ داشت
من ندانستم که عشق اين رنگ داشت شاعر : خاقاني وز جهان با جان من آهنگ داشت من ندانستم که عشق اين رنگ داشت چون بديدم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چه نشينم که فتنه بر پاي است
چه نشينم که فتنه بر پاي است شاعر : خاقاني رايت عشق پاي برجاي است چه نشينم که فتنه بر پاي است محنت عشق نيز مي‌بايست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن کز مي خواجگي است سرمست
آن کز مي خواجگي است سرمست شاعر : خاقاني بر وي نزنند عاقلان دست آن کز مي خواجگي است سرمست از پايه‌ي خود فرو فتد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390