ترنم شعر
رودها گيج سراشيبي گيسويت موج در موج پريشان سر مويت کوه ها مات تو بودند وسر مي زد آفتاب از وسط طاق دو ابرويت گردن آويز قشنگي ست برايت ماه حلقه...
چهارشنبه، 7 مرداد 1388
بهاريه ها
بهار آمد كه غم از جان برد غم در دل افزون شد چه گويم كز غم آن سرو خندان جان و دل خون شد گروه عاشقان بستند محملها و وارستند تو داني حال ما...
چهارشنبه، 7 مرداد 1388
چو از زلف شب بازشد تابها
فرو مرد قنديل محرابها چو از زلف شب بازشد تابها بپوشيد بر کوه سنجابها سپيده‌دم، از بيم سرماي سخت فکنده به زلف اندرون تابها به ميخوارگان...
سه‌شنبه، 6 مرداد 1388
ادبيات ايران پيش‌ از اسلام‌
مجموعه فعّاليّتهاي‌ ادبي‌ ايرانيان‌ باستان‌ كه‌ به‌ دو صورت‌ شفاهي‌ و مكتوب‌ و به‌ تمامي‌ زبانهاي‌ ايراني‌ است‌. بخشي‌ از آنها دولتي‌ است‌، مانند...
سه‌شنبه، 6 مرداد 1388
شعر و جنون
اگر « شیدایی » را از انسان بازگیرند، هنر را باز گرفته اند؛ شیدایی جان هنر است، اما خود ریشه در عشق دارد. شیدایی همان جنون همراه عشق است؛ ملازم...
سه‌شنبه، 6 مرداد 1388
مقاله‌نویسی
مقاله در لغت به معنی گفتار، مبحث، سخن، قول و فصلی از کتاب یا رساله آمده و فرهنگ معین یکی از معانی این کلمه را نوشته‌ای دانسته که درباره‌ی موضوعی...
سه‌شنبه، 6 مرداد 1388
اي نگار روحاني! خيز و پرده بالا زن
در سرادق لاهوت کوس «لا» و «الا» زن اي نگار روحاني! خيز و پرده بالا زن و آن گه از غدير خم باده‌ي تولا زن در ترانه معني دم ز سر مولا زن تا...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
زال زمستان گريخت از دم بهمن
آمد اسفند مه به فر تهمتن زال زمستان گريخت از دم بهمن آتش زردشت دي فسرد به گلشن خور به فلک تاخت همچو راي پشوتن سبزه چو گشتاسب خيمه زد به...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
سعديا! چون تو کجا نادره گفتاري هست؟
يا چو شيرين سخنت نخل شکرباري هست؟ سعديا! چون تو کجا نادره گفتاري هست؟ هيچم ار نيست، تمناي توام باري هست يا چو بستان و گلستان تو گلزاري هست؟...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
امروز خدايگان عالم
بر فرق نهاد تاج « لولاک » امروز خدايگان عالم « لولاک لما خلقت الافلاک » امروز شنيد گوش خاتم مهر ازلي بتافت بر خاک امروز ز شرق اسم اعظم...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه‌تر کن مرغ سحر ناله سر کن برشکن و زير و زبر کن زآه شرربار اين قفس را نغمه‌ي آزادي نوع بشر سرا بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ
دوشنبه، 5 مرداد 1388
عمر حقيقت به سر شد
عهد و وفا پي‌سپر شد عمر حقيقت به سر شد هر دو دروغ و بي‌اثر شد ناله‌ي عاشق، ناز معشوق قول و شرافت همگي از ميانه شد راستي و مهر و محبت فسانه...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
بياييد اي کبوترهاي دلخواه!
بدن کافورگون، پاها چو شنگرف بياييد اي کبوترهاي دلخواه! به گرد من فرود آييد چون برف بپريد از فراز بام و ناگاه فشاند پر ز روي برج خاور سحرگاهان...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
با شه ايران ز آزادي سخن گفتن خطاست
کار ايران با خداست با شه ايران ز آزادي سخن گفتن خطاست کار ايران با خداست مذهب شاهنشه ايران ز مذهبها جداست مملکت رفته ز دست شاه مست و شيخ...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
دوشينه ز رنج دهر بدخواه
رفتم سوي بوستان نهاني دوشينه ز رنج دهر بدخواه در لطف و هواي بوستاني تا وارهم از خمار جانکاه خندان ز طراوت جواني ديدم گلهاي نغز و دلخواه...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
افسوس که صاحب نفسي پيدا نيست
فرياد که فريادرسي پيدا نيست افسوس که صاحب نفسي پيدا نيست پيداست که در خانه کسي پيدا نيست بس لابه نموديم و کس آواز نداد آيين محبت و وفا...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
يکي زيبا خروسي بود جنگي
به مانند عقاب از تيزچنگي يکي زيبا خروسي بود جنگي براي جنگ و پرخاش آفريده گشاده سينه و گردن کشيده فروهشته دو غبغب چون دو گلبرگ نهاده تاجي...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
باز بر شاخسار حيله و فن
انجمن کرده‌اند زاغ و زغن باز بر شاخسار حيله و فن خار رسته به جايگاه سمن زاغ خفته در آشيان هزار گلبنان را دريده پيراهن بلبلان را شکسته...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
برو کار مي‌کن، مگو چيست کار
که سرمايه‌ي جاوداني است کار برو کار مي‌کن، مگو چيست کار به فرزندگان چون همي خواست خفت نگر تا که دهقان دانا چه گفت که گنجي ز پيشينيان اندر...
دوشنبه، 5 مرداد 1388
در خيابان باغ، فصل بهار
مي‌چميد آن گراز پست‌شعار در خيابان باغ، فصل بهار بر سر شاخ گل مديح‌طراز بلبلي چند از قفاي گراز مي‌سرودند شعرهاي لطيف گه به بحر طويل و...
دوشنبه، 5 مرداد 1388