مسیر جاری :
کنعان ز آب دیده یعقوب شد خراب
ابر سفید این همه باران نداشته است
غافل است از جنبش بی اختیار نبض خویش
آن که پندارد که در دست اختیاری داشته است
گردن مکش ز تیغ شهادت که این زلال
از جویبار ساقی کوثر گذشته است
از ما سراغ منزل آسودگی مجو
چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است
این گردباد نیست که بالا گرفته است
از خود رمیدهای است که صحرا گرفته است
غم پوشش برونم را گرفته است
خیال نان درونم را گرفته است
پیوسته است سلسله موجها به هم
خود را شکسته، هر که دل ما شکسته است
غافل مشو ز پاس دل بیقرار ما
کاین مرغ پرشکسته قفسها شکسته است
صد بیابان درمیان دارند از بی نسبتی
گر به ظاهر کوه باصحرا به هم پیوسته است
خنده بیجاست برق گریهٔ بی اختیار
اشک تلخ و قهقه مینا به هم پیوسته است
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
رو به سوی تو نمودم که پناهم بدهی
ای پرستوی من مرو از لانه ام
اى ضامن هر چه نیاز و اى امام رئوف! ما خود را به پنجره نگاه تو آویخته ایم...
توليد ملي، حاصل فرهنگ مشاركتي است.
زینب تو را به جان من آرام گریه کن
بیا یابن الحسن دورت بگردم
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
باز فاطمیه، سجاده ی غم بازه
پیامک ولادت حضرت فاطمه(س)