بی‌رنج کسی نیافت آرام بی‌سعی نخورد مرغ دانه پروین اعتصامی

گهر وقت بدین خیرگی از دست مده آخر این دُرّ گرانمایه بهایی دارد پروین اعتصامی

مور هرگز به در قصر سلیمان نرود تا که در لانه خود برگ و نوایی دارد پروین اعتصامی

زهد با نیّت پاک است نه با جامه پاک ای بس آلوده که پاکیزه ردایی دارد پروین اعتصامی

در خود آن به که نیک‌تر نگری اول آن به که عیب خود گویی پروین اعتصامی

چه آشیان شما و چه بام کوته ما همین بس است که یک روز هر دو ویرانند پروین اعتصامی

در این صحیفه چنان رمزها نوشت قضا که هر چه بیش بدانند باز نادانند پروین اعتصامی

دامن مادر، نخست آموزگار کودک است طفل دانشور کجا پرورده نادان‌مادری پروین اعتصامی

غنچه‌ای زین شاخه، ما را زیب دست و دامن است همتی ای خواهران تا فرصت کوشیدن است پروین اعتصامی

در این سفینه، کسانی که ناخدا شده‌اند تمام عمر گرفتار موج و توفانند پروین اعتصامی