نزد گرگ اجل چه برّه، چه گرگ پیش حکم قضا، چه خاک و، چه باد پروین اعتصامی

رهروی را که دیو راهنماست اندر انبان چه توشه ماند و زاد پروین اعتصامی

چند دعوی کنی به کار گِرای هیچ‌گه نیست گفته چون کردار پروین اعتصامی

هر که در شوره‌زار کشت کند نبْوَد از کارِ خویش، برخوردار پروین اعتصامی

بکوش و دانشی آموز و پرتوی بفکن که فرصتی که تو را داده‌اند بی بدل است پروین اعتصامی

به از پرهیزگاری زیوری نیست چو اشک دردمندان گوهری نیست پروین اعتصامی

خیال کژ به کار کژ گواهی‌ست سیاهی هر کجا باشد سیاهی‌ست پروین اعتصامی

اندر آنجا که قضا حمله کند چاره تسلیم و ادب تمکین است پروین اعتصامی

به رهنمایی چشم این ره خطا رفتم گناه دیده من بود این خطاکاری پروین اعتصامی

سزای رنجبر گلشن امید بس است به دامن چمنی گلبنی نشانیدن پروین اعتصامی