خدارا جا، به دل های شکسته است دل بشکسته جو، تا می توانی استاد شهریار

گاه به گاه پرسشی کن، که زکات زندگی پرسش حال دوستان، گاه به گاه، کردن است استاد شهریار

گرید چگونه ابر بهاری به باغ و راغ زینب کنار کشته تو آن چنان گریست ... محمود شاهرخی

آبروی چشمه عشق است خاک کربلا زمزم و کوثر دل، نشان از کربلا دارد هنوز مشفق کاشانی

نخل دین احمدی بار‌آور از خون تو گشت گلشن توحید از او ارج و بها دارد هنوز مشفق کاشانی

شکسته‌بالی و پرواز ... تا حوالی عشق پریدن از قفس تنگ تن، چه آسان است! جعفر رسول زاده

جان داد و تن به ذلّت نامردمان نداد پیروز شد به نفْس و غرور عدو شکست حسنی افشرد

از صدر زین چو ماه بنی‌هاشم اوفتاد خورشید شرمگین شد و روی از حیا گرفت... عباس خیرآبادی

گرچه روزی تلخ‌تر از روز عاشورا نبود آنچه ما دیدیم جز پیشآمدی زیبا نبود سید ضیاء الدین شفیعی

عشق می‌فرمود: «باید رفت»، می‌رفتند و هیچ بیمشان از تیرهای تلخ و بی‌پروا نبود سید ضیاء الدین شفیعی