مراقب باش در اصلاح هر بذری که می‌کاری اگر آبی و گرَدِیم است، هر کشتی درو دارد استاد شهریار

بدین جهان فنا، می‌توان تجارت کرد تجارتی که بود سود آن،‌جهان بقا استاد شهریار

ترسَمَت فرصت توفیق به فردا ندهند باری امروز کن آن توبه که طوق فرداست استاد شهریار

زمان پیک است،‌ هم پای زمان باش به زهد، از رهزنانش در امان باش استاد شهریار

به هوش باش که بازت ندارد از احسان کسی که شاکرِ احسانِ بی ریای تو نیست استاد شهریار

بی لاله و گل صحرا، گلزار نخواهد بود عزت که مکان دارد، موقوف مکین باشد استاد شهریار

خدایت این جهان سرمایه داده است که سودایت به سوی آن جهان بِه استاد شهریار

تنها سخن شاعر، موزون و مسجّع نیست منظومه کیهانی، میزان و وزین باشد استاد شهریار

با چشم خدا بینت، تبعیض و دو بینی نیست خود بین که شدی لابد، چشم تو دوبین باشد استاد شهریار

چه جای خلق و تمنای سایه پروری چو من به سایه پروردگار خود باشم استاد شهریار