آیینه می شوم به تماشا که می رسی

آیینه می شوم به تماشا که می رسی قبل از طلوع روشن فردا که می رسی آیینه می شوم که دلم زیر و رو شود تا مقصد نهایی دنیا که می رسی

دربدر در پی دیدار تو بر در زده ام

دربدر در پی دیدار تو بر در زده ام پشت در مانده ات آقا شده رسوا به خدا بی سبب نیست که آن قدر مصفا شده ای رحمتت کرده بپا محشر کبری. به خدا

ای سرآغاز وصال همه دل ها به خدا

ای سرآغاز وصال همه دل ها به خدا بی تو گم کرده دلم راه خدا را به خدا ای که حیران شده یوسف سر بازار رخت نظری کز قفس تن برهم تا به خدا

یک کوه دلتنگی گلو را می فشارد

یک کوه دلتنگی گلو را می فشارد ای کاش می شد این همه غم را زدودن آدینه ها هم خسته از تکرارشانند زآن رو که سهم جمعه ها هم شد نبودن ما از شماییم...

سخت است آقا بی شما از دل سرودن

سخت است آقا بی شما از دل سرودن در بی نصیبی از نگاهت زنده بودن وقتی هوایی نیست تا جانی بگیریم دیگر دلیلش چیست پرها را گشودن

ای منتهای آرزوی بی قرار ها

ای منتهای آرزوی بی قرار ها ذکر قنوت دائم شب زنده دارها از بس که در فراق شما گریه کرده ام سجاده را ببین که شده شوره زار ها

این هفته زهر کجا مسیرم افتاد

این هفته زهر کجا مسیرم افتاد دیدم که چراغ و ریسه بستیم همه با گریه سلامی به تو داده گفتم: در راه عبور تو نشستیم همه

ختم معصوم بود، مظهر عدل احدی

ختم معصوم بود، مظهر عدل احدی پاک پاکان جهان، اطهر الاطهار کجاست راستان را تو امامی و پناهی مهدی آنکه صادق به کلام است و به کردار کجاست

آنکه دارد خبر از سر همه عالمیان

آنکه دارد خبر از سر همه عالمیان لیک ناگفته به کس، محرم اسرار کجاست مهدی منتظر و ماء معین ، رحمت حق حجت عصر و زمان، سرور احرار کجاست

دیدن این همه عاشق که در این بازار است

دیدن این همه عاشق که در این بازار است عاشق و واله نمودست مرا، یار کجاست در کدامین وطن او کرده مقام اینهمه سال قائم آل محمد، سر و سردار کجاست