بی تو، همه ی دقیقه ها تکراری است

بی تو، همه ی دقیقه ها تکراری است زخمی که نشسته در دل ما، کاری است این چشم به راهی همیشه، آقا نه چاره ما که از سر ناچاری است

یاد تو میان سینه ها، جان دارد

یاد تو میان سینه ها، جان دارد این قوم، به دستان تو ایمان دارد در ساحل انتظار تو، می مانیم دریا همه عمر، شور باران دارد!

این کوچه دوباره شور نم نم دارد

این کوچه دوباره شور نم نم دارد دلواپسی و غربت مبهم دارد آذین شده و میان عود و اسپند باز آمدن مسافری کم دارد!

آخر شهید درد هجرانت شوم من

آخر شهید درد هجرانت شوم من مانند آن تک تک شهیدان خدایی حالا خودمانیم غریبه نیست آقا امشب مدینه سامرا یا کربلایی؟

هرچند دل تنگم ولی بهتر نیایی

هرچند دل تنگم ولی بهتر نیایی زیرا دگر اینجا نباشد آشنایی اینجا کسی فکر تو نیست آقای تنها ازچه شما آقا همیشه فکر مایی؟

قرار بود که وقتی روی زیارت زهرا

قرار بود که وقتی روی زیارت زهرا کنی مرا تو دعائی مگر نه آقاجان قرار بود که بیائی همان شبی که سرودم امان ز درد جدائی مگر نه آقاجان

قرار بود بیائی مگر نه آقاجان

قرار بود بیائی مگر نه آقاجان ز چهره پرده گشائی مگر نه آقاجان قرار بود که یک لحظه هم به حال خودم مرا رها ننمائی مگر نه آقاجان

یکبار پشت او ننمودیم اقتدا

یکبار پشت او ننمودیم اقتدا ما را به حسرتی ز دو رکعت نماز کُشت آخر کجا شکایت این ماجرا بریم بیچاره آمدیم ولی چاره ساز کُشت

یارم به جلوه آمد و ما را به ناز کُشت

یارم به جلوه آمد و ما را به ناز کُشت با خنده زنده کرد و به یک غمزه باز کُشت خورشید پشت ابر شد و غایب از نظر ما را فراق یکّه سوار حجاز کُشت

امر همه عالم به سر زلف تو بند است

امر همه عالم به سر زلف تو بند است کو پادشهی که سر کوی تو گدا نیست خوشبخت تر از ما چه کسی هست که رزقش از سفره معشوق به جز جام بلا نیست