حاجت به تست ما را ای حجت الهی

حاجت به تست ما را ای حجت الهی آری بسوی سلطان حاجت بود گدا را عمری گذشت و ماندیم از ذکر دوست غافل از کف به هیچ دادیم سرمایه بقا را

ای پرده دار عالم در پرده چند مانی

ای پرده دار عالم در پرده چند مانی آخر ز پرده بنگر یاران آشنا را بازآ که بی وجودت عالم سکون ندارد هجر تو در تزلزل افکند ماسوی را

بی جلوه ات ندارد ارض و سما فروغی

بی جلوه ات ندارد ارض و سما فروغی ای آفتاب تابان هم ارض و هم سما را بازآ که از قیامت برپا شود قیامت تا نیک و بد ببیند در فعل خود جزا را

فخر جهانیان شد ننگ صنم پرستی

فخر جهانیان شد ننگ صنم پرستی جانا ز پرده بنمای روی خدانما را ای آشکار پنهان برقع ز رخ برافکن تا جلوه ات ببینم پنهان و آشکارا

خورشید رخ مپوشان در ابر زلف، یارا

خورشید رخ مپوشان در ابر زلف، یارا چون شب سیه مگردان روز سپید ما را ما را ز تاب زلفت افتاد عقده بر دل بر زلف خم به خم زن دست گره گشا را

صبح هم منتظر صبح ظهور تو بوَد

صبح هم منتظر صبح ظهور تو بوَد روز ما و شب ما منتظر توست بیا بر سر گنبد زرین حسین بن علی پرچم کرب و بلا منتظر تو است بیا

خون پاک شهدا منتظر توست بیا

خون پاک شهدا منتظر توست بیا سرِ مصباحِ هدا منتظر توست بیا وارث خون خدا و پسر خون خدا به خدا خون خدا منتظر توست بیا

نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟

نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟ جگرها شعله های نار شد، آیا نمی آیی؟ پناه مؤمنین! از مؤمنین حالی نمی پرسی؟ امام شیعه! شیعه خوار شد، آیا...

میان خوب و بد تشخیص سخت است

میان خوب و بد تشخیص سخت است جهان لبریز نیرنگ است، برگرد تو دریایی ترینی و پس از تو دل دریا بد آهنگ است، برگرد

هوای سینه ام تنگ است، برگرد

هوای سینه ام تنگ است، برگرد نفس بی رنگ بی رنگ است، برگرد زمین روی مدارش نیست، انگار... دو تا پای زمان لنگ است، برگرد