در انتظار آمدنت روز ها گذشت

در انتظار آمدنت روز ها گذشت ای وعده ی قدیمی فردا شتاب کن ای وارث عدالت و صبر و غم علی با ذوالفقار حضرت مولا شتاب کن

دلگیرم از تمامی دنیا شتاب کن

دلگیرم از تمامی دنیا شتاب کن مجنونم و به خاطر لیلا شتاب کن وقتش رسیده صبح ظهورت فرا رسد پابان بده بر این شب یلدا شتاب کن

در بین روضه ناله جانم حسین جان

در بین روضه ناله جانم حسین جان من از غم جدت پریشانم نظر کن بیماری چشمم علاجش دیدن توست مولا بیا و بهر درمانم نظر کن

چشمم بیاد مادرت تر شد کجایی

چشمم بیاد مادرت تر شد کجایی  بر حلقه اشک دو چشمانم نظر کن من زائر چشم غریب عمه جانت تا روز محشر روضه می خوانم نظر کن

آقا دلم تنگ است و حیرانم نظر کن

آقا دلم تنگ است و حیرانم نظر کن یک شب بیا بر آتش جانم نظر کن دستم به سوی اسمان تا که بیایی مولا خدایی سوی دستانم نظر کن

آقا دگر با دوری تو خو گرفتم!

آقا دگر با دوری تو خو گرفتم! طی می شود بی یاد تو هر ماه و سالَم! می خواستم تا پر کشم سوی تو، امّا بار گناهانم شکسته هر دو بالم

من تشنه ی یک قطره از جام وصالم

من تشنه ی یک قطره از جام وصالم کی می دهی بر دیدن رویت مجالم؟ کم کم غروب عمر من گردد نمایان رحمی نما که عاقبت رو به زوالم

باره جان کویری تو را طلب کرده

دوباره جان کویری تو را طلب کرده تو کز سلاله ی آبی و روح بارانی قسم به جان شما ای بزرگِ عالَم عشق دگر نمانده قرارم خودت که می دانی

دوباره جمعه ی بی تو سیاه و ظلمانی

دوباره جمعه ی بی تو سیاه و ظلمانی دوباره هفته ی بی تو چقدر طولانی! دوباره عهد و سمات استغاثه و ندبه دوباره غصه و درد و دو چشم طوفانی

ما را فکنده غفلت در بستر هلاکت

ما را فکنده غفلت در بستر هلاکت درمان کن ای مسیحا این درد بی دوا را ای پرده دار عالم در پرده چند پنهان بازآ و روشنی بخش دلهای باصفا را