تنها زتو قصیده ی هجران شنیده ایم

تنها زتو قصیده ی هجران شنیده ایم یک بار شعر آمدنت را مرور کن ای آخرین مسافر دنیا بیا شبی از کوچه ی غریب دل ما عبور کن

برگرد و شام ظلمتمان غرق نور کن

برگرد و شام ظلمتمان غرق نور کن دل های پر زماتم مان پر سرور کن هر جمعه با نیامدنت خرد میشویم برگرد و باز چهره ی ما پر غرور کن

من حرف دارم با تو آقا حوصله داری؟

من حرف دارم با تو آقا حوصله داری؟ فکر شما هستم میان خواب و بیداری تا کی نشینم پای تقویم فراق تو ؟ دیگر بس است این جمعه های سرد و تکراری

دعای ندبه و عهد و فرج بسی خواندیم

دعای ندبه و عهد و فرج بسی خواندیم هنوز نالة اَمّن یُجیبمان برپاست بیا که بی تو همه عیدها عزا گشتند بیا که بی تو زمان لحظه لحظه عاشوراست

هزار سال فزون صبح جمعه، هر هفته

هزار سال فزون صبح جمعه، هر هفته صدای ناله "اَینَ الحسین" ما به سماست بیا بیا که ببینیم باز هم علمت به روی دست علمدار دشت کرببلاست

بیا که تا تو نیایی، علی است، خانه نشین

بیا که تا تو نیایی، علی است، خانه نشین بیا که فاطمه در طول غیبتت تنهاست به گریه ای که ز هجر تو می کنیم قسم uکه اشک ما همه از خون سیدالشهداست

بیا که لشکر فتح آیدت به استقبال

بیا که لشکر فتح آیدت به استقبال بیا که فاطمه را در قفات، دست دعاست بیا که کعبه به دور سرت طواف کند بیا که دیدة زمزم ز خون دل دریاست

تو غایبی و همه خلق در حضور تواَند

تو غایبی و همه خلق در حضور تواَند کنار یار صدا می زنند یار کجاست به دیده ای که نبیند به غیر روی تو را چراغ عارضت از صد نقاب هم پیداست

خیال سیر جمالت، طواف حُسن خداست

خیال سیر جمالت، طواف حُسن خداست ندیده هم، مه رویت، چراغ دیدة ماست قسم به صبح ظهور و به لحظة فرجت که طول غیبتت از شوق ما نخواهد کاست

تنها به عشق دیدن تو ندبه خوان شدیم

تنها به عشق دیدن تو ندبه خوان شدیم هر صبح جمعه حال دعایی به ما بده این دیده ای که غیر تو هر چیز دیده است از ما بگیر و چشم خدایی به ما بده