قلب ها از تپش عشق تو لرزش دارد

دیده هامان ز فراق است که بارش دارد قلب ها از تپش عشق تو لرزش دارد چشم پر خون من هر سال ز دوری و فراق روزهایی که نبودید شمارش دارد گرچه از...

گر به دادم نرسی می روم از دست، بیا

ای که دیدار تو رویای شب تار من است یک نگاه تو طبیب دل بیمار من است گر به دادم نرسی می روم از دست، بیا نامت آرامش این قلب گرفتار من است

ای انتظار آخر چشم انتظار ها

در حسرت تو خون شده چشم نگارها ای انتظار آخر چشم انتظار ها ای آشنا تر از همه، این دیده کور باد نشناخته اگرچه تو را دیده بارها

به راه مانده نگاهم بیا گل نرگس

گرفته قلبم  و آه، هم مدد مرا ندهد برای درد فراقت کسی دوا ندهد به راه مانده نگاهم بیا گل نرگس کسی به جز تو پناهی به بینوا ندهد

کاش می آمدی و با تو جهان گل می کرد

کاش می آمدی و با تو جهان گل می کرد از گلستان رُخت گلشنِ جان گل می کرد می شکفت از قدمت خنده به لب های زمین با تماشای حضورِ تو زمان گل می کرد

چقدر وصف شما ای بهار ما را کشت

چقدر وصف شما ای بهار ما را کشت نیامدی، عطش انتظار ما را کشت نیامدی و زمین در ملال می پوسد میان چرخش این ماه و سال می پوسد

سفیر فاطمه با ذوالفقار آمدنی است

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند دلم به هجر تو آقا کنارآمدنی است به انتقام شهیدان عصر عاشورا سفیر فاطمه با ذوالفقار آمدنی است

دل هوای روی ماه یار دارد جمعه ها

دل هوای روی ماه یار دارد جمعه ها دل هوای دیدن دل دار دارد جمعه ها صبح جمعه چشم در راهیم ما ای عاشقان یار با ما وعده ی دیدار دارد جمعه ها

غبار مقدم تو، توتیای چشمانم

غبار مقدم تو، توتیای چشمانم ز هجر تو شده ابری هوای چشمانم سحر که سفرۀ دل وا کنم به راز و نیاز فقط وصال تو باشد دعای چشمانم

این جمعه ها بی تو تماشایی ندارد

این جمعه ها بی تو تماشایی ندارد تا تو نیایی صبح زیبایی ندارد دارم یقین روزی تو می آیی وگرنه هجران بدون وصل معنایی ندارد