ز شهوت كس ار قلب خود پاك كرد هم اهريمن خشم بر خاك كرد از او گشت راضى...

ز شهوت كس ار قلب خود پاك كرد هم اهريمن خشم بر خاك كرد از او گشت راضى خداى غفور نيابى چنو بنده‏اى اى شكور

به شيرينى لذّت اين جهان مشو هيچ مغرور اى كامران‏ كه اندر پيش تلخى آخرت بود...

به شيرينى لذّت اين جهان مشو هيچ مغرور اى كامران‏ كه اندر پيش تلخى آخرت بود هم ره زشتى عاقبت‏

نگه دار با مال خود عرض خويش كه باشد گرامى شرف همچو كيش‏ در اين ره نه...

نگه دار با مال خود عرض خويش كه باشد گرامى شرف همچو كيش‏ در اين ره نه امساك زيبا بود چو رفت آبرو، شخص رسوا بود

بر آن باش با ترك دنياى پست تو دار بقا را به يارى به دست‏ ولى دار فانى...

بر آن باش با ترك دنياى پست تو دار بقا را به يارى به دست‏ ولى دار فانى تو با دين مخر كه سودت سرانجام گردد ضرر

سزد گر به دنيا، كنى حفظ دين نباشد جز اين مؤمن راستين‏ وليكن به دين حفظ...

سزد گر به دنيا، كنى حفظ دين نباشد جز اين مؤمن راستين‏ وليكن به دين حفظ دنيا مكن‏ پشيمان نگردى، شنو اين سخن‏

نگه داردت مال و ثروت، زكات زكات است واجب چو صوم و صلات‏ چو پاكيزه گردد...

نگه داردت مال و ثروت، زكات زكات است واجب چو صوم و صلات‏ چو پاكيزه گردد تو را مال از آن نكوتر شود هم تو را حال از آن‏

محبّت پديد آيد از خوى خوش شود دوستى محكم از روى خوش‏ بود بهترين توشه...

محبّت پديد آيد از خوى خوش شود دوستى محكم از روى خوش‏ بود بهترين توشه كردار نيك‏ بماند تو را نام، از كار نيك‏

برو گوهر فضل و دانش بجوى مكن جان من از نسب گفتگوى‏ كه قدر تو باشد به...

برو گوهر فضل و دانش بجوى مكن جان من از نسب گفتگوى‏ كه قدر تو باشد به علم و ادب‏ چه نازىّ و بالى به اصل و نسب‏

شود شهد شهوت بسى ناگوار چو رسوایى آرد به پايان كار و گر باشد اندر طريق...

شود شهد شهوت بسى ناگوار چو رسوایى آرد به پايان كار و گر باشد اندر طريق حلال برو برگزين جانب اعتدال‏

تو در كار ياران مشو خرد بين برو از تجسّس تو دورى گزين‏ تو را شيوه باشد...

تو در كار ياران مشو خرد بين برو از تجسّس تو دورى گزين‏ تو را شيوه باشد اگر اين چنين‏ بهين دوست باشى ز روى يقين‏