محبّت فزونتر شود از سه چيز نخستين بود دين، ز روى تميز دو ديگر تواضع،...

محبّت فزونتر شود از سه چيز نخستين بود دين، ز روى تميز دو ديگر تواضع، سه بخشندگى‏ بدين‏ها گوارا شود زندگى‏

مكن خويش را پاى بند امل نخواهى اگر باز ماند از عمل‏ نخواهى اگر عمرت...

مكن خويش را پاى بند امل نخواهى اگر باز ماند از عمل‏ نخواهى اگر عمرت آيد به سر نباشد تو را هيچ از آن ثمر

ثواب از عمل حاصل آيد تو را هم آن قدر و قدرت فزايد تو را ز سستى چه زايد...

ثواب از عمل حاصل آيد تو را هم آن قدر و قدرت فزايد تو را ز سستى چه زايد به جز درد و رنج‏ كه يابد نكوشيده در كار، گنج‏

چو خواهى كه گردد بلند اخترت زند پيك اقبال و شادى درت برو تا توانى به...

چو خواهى كه گردد بلند اخترت زند پيك اقبال و شادى درت برو تا توانى به طاعت گراى‏ كه جنّت به طاعت ببخشد خداى‏

تو را شيوه گر بردبارى بود به ياران شعار تو يارى بود همه مردمان دوستانت...

تو را شيوه گر بردبارى بود به ياران شعار تو يارى بود همه مردمان دوستانت شوند بسان گل بوستانت شوند

چو كس را بود خود پسندى شعار شود عيبهايش همه آشكار بديهاى او نيز گردد...

چو كس را بود خود پسندى شعار شود عيبهايش همه آشكار بديهاى او نيز گردد عيان‏ به ذمّش گشايند مردم زبان‏

به سختى نباشد چو ترك گناه از آن بر خدا برد بايد پناه‏ بود ترك جنّت از...

به سختى نباشد چو ترك گناه از آن بر خدا برد بايد پناه‏ بود ترك جنّت از آن سخت‏تر گنهكار سرسخت بدبخت‏تر

بود ترك شهوت بهين بندگى نباشد از آن به بار زندگى‏ و ز آن نيست خویى پسنديده‏تر كند...

بود ترك شهوت بهين بندگى نباشد از آن به بار زندگى‏ و ز آن نيست خویى پسنديده‏تر كند آز و شهوت تو را كور و كر

در آيات قرآن، تدبّر سزد بشر كى به كنه كلامش رسد و ز آن پند و اندرز بايد...

در آيات قرآن، تدبّر سزد بشر كى به كنه كلامش رسد و ز آن پند و اندرز بايد گرفت‏ كه در عبرت است آن به غايت شگفت‏

به نعمت چو باشد كسى ناسپاس به محنت چو خوارى كشد بى‏قياس حكايت كند اين...

به نعمت چو باشد كسى ناسپاس به محنت چو خوارى كشد بى‏قياس حكايت كند اين دو از جهل او چنين است شخص نكوهيده خو