مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 107

الهی چون سگ را در این درگاه بار است و سنگر او دیدار است عبدالله را با نا امیدی چه کار است. در بارگهت سگان ره را بار است سگ را بار است و سنگ...

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 108

الهی گوهر اصطفا در دامن آدم تو ریختی و گرد عصیان بر فرق ابلیس تو بیختی و این دو جنس مخالف را با هم آمیختی، از روی ادب اگر بد کردیم بر ما مگیر...

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 109

الهی تو دوختی در پوشیدم و آنچه در جام ریختی نوشیدم هیچ نیامد از آنچه میکوشیدم.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 101

الهی بفضل خود قایمی و بشکر خود شکور، بعلم عارف نزدیکی و از وهمها همه دور.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 102

الهی عبدالله را از سه آفت نگاه دار از وساوس شیطانیمناجات نامه و خواهشهای نفسانی و غرور نادانی.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 103

الهی اگر عبدالله را خواهی گداخت دوزخی باید پالایش او را و اگر خواهی نواخت بهشت دیگر باید آرایش او را.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 104

الهی کاشکی عبدالله خاک بودی تا نامش از دفتر وجود پاک بودی.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 97

الهی بنام آن خدایی که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح و سلام او در وقت صباح مومنان را صبوح و ذاکر او مرهم دل مجروح و مهر او بلا نشینان...

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 98

الهی اقرار کردم بمفلسی و هیچ کسی، ای یگانه که از هر چیز مقدّسی چه شود اگر مفلسی را در نفس آخر بفریاد رسی

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 99

الهی از هیچ همه چیز توانی و از همه چیز بهیچ نمایی که گویم چنین یا چنانی تو آفرینندهٔ این و آنی. ما را سرو سودای کس دیگر نیست از عشق تو پروای...