مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 100

الهی ای آنکه گردون رام تقدیر تو است و رقبهٔ عالمیان مسخر تدبیر تو است و سر سرکشان بستهٔ تو و جباران شکستهٔ تو و دوزخ زندان تو و فردوس بُستان...

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 91

الهی از کُشتهٔ تو خون نیاید و از سوختهٔ تو درد، کُشتهٔ تو بکُشتن شاد است و سوختهٔ تو بسوختن خوشنود

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 92

الهی روی بنما تا در روی کسی ننگریم و دری بگشی تا بر در کس نگُذریم. پیوسته دلم دم ار رضای تو زند جان در تن من نفس برای تو زند گر بر سر خاک...

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 93

الهی بحرمت ذاتی که تو آنی، بحرمت صفاتی که چنانی و بحرمت نامی که تتو دانی بفریاد رس که میتوانی.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 94

الهی مکُش این چراغ افروخته را مُسوز این دل سوخته را و مَدَر این پردهٔ دوخته را و مران این بندهٔ نو آموخته را

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 95

الهی اگر تن مجرم است دل مطیع است و اگر بنده بد کار است کَرَ م تو شفیع است. بادا کَرَم تو بر همه پاینده احسان تو سوی بندگان آینده بر بندهٔ...

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 96

الهی قبلهٔ عارفان خورشید روی تو است و محراب جانها طاق ابروی تو است و مسجد اقصی دلها حریم کوی تو است، نظری بسوی ما فرما که نظر ما بسوی تو است.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 85

الهی تا بتو آشنا شدم، از خلق جدا شدم، در دو جهان شیدا شدم، نهان بودم و پیدا شدم نی از تو حیات جاودان می خواهم نی عیش و تنعم جهان می خواهم ...

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 86

الهی اگر مستم و اگر دیوانه ام از مقیمان این آستانه ام، آشنایی با خود ده که از کاینات بیگانه ام

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 87

الهی در سر خمار تو داریم در دل اسرار تو داریم و بزبان اشعار تو داریم ف اگر گوییم ثنای تو گوییم و اگر جوییم رضای تو جوییم