مسیر جاری :
به پای قافله رفتن ز من نمیآید
چو آفتاب به تنها روی برآمدهام
چو بید اگر چه درین باغ بی برآمدهام
به عذر بی ثمری سایه گستر آمدهام
همان به خاک برابر چو نور خورشیدم
اگرچه از همه آفاق بر سر آمدهام
چون قلم، شد تنگ بر من از سیهکاری جهان
نیست جز یک پشت ناخن، دستگاه خندهام
بر زمین ناید ز شادی پای من چون گردباد
تا خس و خاشاک هستی را به هم پیچیدهام
از سبکباران راه عشق خجلت میکشم
بر کمر هر چند جای توشه دامن بستهام
بر گرانباری من رحم کن ای سیل فنا
که من این بار به امید تو برداشتهام
تا نظر از گل رخسار تو برداشتهام
مژه دستی است که در پیش نظر داشتهام
چون به داغ غربت من دل نسوزد سنگ را؟
خال موزونم که بر رخسار زشت افتادهام
از بهشت افتاد بیرون آدم و خندان نشد
چون نگریم من که از دلدار دور افتادهام
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
رو به سوی تو نمودم که پناهم بدهی
ای پرستوی من مرو از لانه ام
اى ضامن هر چه نیاز و اى امام رئوف! ما خود را به پنجره نگاه تو آویخته ایم...
توليد ملي، حاصل فرهنگ مشاركتي است.
زینب تو را به جان من آرام گریه کن
بیا یابن الحسن دورت بگردم
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
باز فاطمیه، سجاده ی غم بازه
پیامک ولادت حضرت فاطمه(س)