مسیر جاری :
از هجر شکوه با در و دیوار میکنم
چون داغ دیدهای که کند گفتگو به خاک
در زهد من نهفته بود رغبت شراب
چون نغمههای تر که بود در رباب خشک
عالم خاک از وجود تازه رویان مفلس است
بر نمیخیزد گل ابری ازین دریای خشک
صحبت ناجنس، آتش را به فریاد آورد
آب در روغن چو باشد، میکند شیون چراغ
از ظلمت وجود که میبرد ره برون؟
گر شمع پیش پای نمیداشت نور عشق
حیف فرهاد که با آنهمه شیرینکاری
شد به خواب عدم از تلخی افسانهٔ عشق
گر چه افسانه بود باعث شیرینی خواب
خواب ما سوخت ز شیرینی افسانهٔ عشق
به زور عقل گذشتن ز خود میسر نیست
مگر بلند شود دست و تازیانهٔ عشق
پاکدامانی است باغ دلگشا آزاده را
یوسف بی جرم را از تنگی زندان چه باک؟
کشتی بیناخدا را بادبان لطف خداست
موج از خودرفته را از بحر بی پایان چه باک؟
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
اى ضامن هر چه نیاز و اى امام رئوف! ما خود را به پنجره نگاه تو آویخته ایم...
رو به سوی تو نمودم که پناهم بدهی
توليد ملي، حاصل فرهنگ مشاركتي است.
ای پرستوی من مرو از لانه ام
زینب تو را به جان من آرام گریه کن
بیا یابن الحسن دورت بگردم
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
باز فاطمیه، سجاده ی غم بازه