مسیر جاری :
نیم به خاطر صحرا چو گردباد گران
نفس چو راست کنم، میبرم گرانی خویش
در دشت با سرابم، در بحر یار آبم
چون موج در عذابم، از خوش عنانی خویش
از گهر سنجی این جوهریان نزدیک است
که ز ساحل به صدف باز برم گوهر خویش
ریخت از رعشه خجلت به زمین ساغر خویش
ما و دریا نمودیم به هم گوهر خویش
خود کردهام به شکوهتر خصم جان خویش
کافر مباد کشتهٔ تیغ زبان خویش!
جمع سازد برگ عیش از بهر تاراج خزان
در بهار آن کس که میبندد در بستان خویش
چون سرو در مقام رضا ایستادهام
آسوده خاطرم ز بهار و خزان خویش
دایم به خون گرم شفق غوطه میخورم
چون صبح صادق از نفس راستین خویش
در دبستان وجود از تیره بختی چون قلم
رزق من کوتاهی عمرست از گفتار خویش
کاش می دیدی به چشم عاشقان رخسار خویش
تا دریغ از چشم خود میداشتی دیدار خویش
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
رو به سوی تو نمودم که پناهم بدهی
اى ضامن هر چه نیاز و اى امام رئوف! ما خود را به پنجره نگاه تو آویخته ایم...
ای پرستوی من مرو از لانه ام
زینب تو را به جان من آرام گریه کن
بیا یابن الحسن دورت بگردم
توليد ملي، حاصل فرهنگ مشاركتي است.
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
باز فاطمیه، سجاده ی غم بازه
پیامک ولادت حضرت فاطمه(س)