یا رب امان ده تا بازبیند

یا رب امان ده تا بازبیند چشم محبان روی حبیبان

چندان که گفتم غم با طبیبان

چندان که گفتم غم با طبیبان درمان نکردند مسکین غریبان

می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان

ای منعم آخر بر خوان جودت

ای منعم آخر بر خوان جودت تا چند باشیم از بی نصیبان

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان

دیده ها در طلب لعل یمانی خون شد

دیده ها در طلب لعل یمانی خون شد یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان

طریق صدق بیاموز از آب صافی دل

طریق صدق بیاموز از آب صافی دل به راستی طلب آزادگی ز سرو چمن

به قول دشمنان برگشتی از دوست

به قول دشمنان برگشتی از دوست نگردد هیچ کس با دوست دشمن